پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:«هنگامی که نشانه‌های ظهور تحقق یافت، مهدی علیه السلام از تهامه خارج می شود. او گنج‌هایی دارد نه از طلا و نقره، بلکه از اسب‌های زیبا و مردانی به تعداد جنگجویان اهل بدر، 313 نفر، که خداوند آنان را از شهر های دور دست گرد می آورد. آنان در راه اطاعت و پیروی از مهدی علیه السلام نهایت تلاش و کوششان را به کار می گیرند. او نوشته ای مهر شده دارد که در آن همه یارانش به نام و به مشخصات ظاهری‌شان معرفی شده است.» ✿ مـــهـــدی نــامـــه ✿

وبگاه اطلاع رسانی مهدویت

 
  تاریخ روز
اولین دادگاه پس از ظهور حضرت صاحب الامر (عج)
|

 

 

بر طبق برخی روایات ، نخستین دادگاهی که در دولت حقه امام زمان (عج) تشکیل میشود ، برای

بررسی خون به ناحق ریخته شده محسن حضرت فاطمه (س) است .

 

منبع : کتاب فرهنگ الفبایی مهدویت ( موعود نامه ) از (مجتبی تونه ای) صفحه ۱۴۲

:: شما در حال مشاهده این مطلب هستید: اولین دادگاه پس از ظهور حضرت
نویسنده : سرباز امام زمان (عج)
تاریخ : پنجشنبه 27 مرداد1390
زمان : 5:29 بعد از ظهر
آثار پس از ظهور امام زمان (عج)
|

 

1- ثروت ها به طور مساوی تقسیم میشود .

 

2- رضایت و خشنودی همگانی .

 

3- فقر و بینوایی ریشه کن خواهد شد .

 

4- همه مردم در امنیت به سر خواهند برد .

 

5- برکات آسمانی نازل میشود .

 

6- همگی در رفاه به سر میبرند .

 

7- دامها و چهارپایان زیاد میشوند .

 

8- رفع مزاحمت ها و ایجاد آسایش برای عموم مردم است .

 

9- زمین گنجهای پنهان خود را آشکار میکند .

 

10- پرده های ظلمت کنار میرود (1) .

 

11- ایجاد برادری و مواسات میان انسان ها است .

 

 

 

(1) : امام صادق (ع) : وقتی قائم ما قیام میکند ، زمین به نور پروردگارش نورانی میشود ، و مردم از نور خورشید بی نیاز میشوند و شب و روز  یکی میشوند و تاریکی از بین میرود .

 

منبع : کتاب فرهنگ الفبایی مهدویت ( موعود نامه ) از (مجتبی تونه ای) صفحه ۳۳

:: شما در حال مشاهده این مطلب هستید: آثار پس از ظهور ایشان
نویسنده : سرباز امام زمان (عج)
تاریخ : پنجشنبه 27 مرداد1390
زمان : 5:21 بعد از ظهر
90 اثر دعا برای حضرت صاحب الزمان (عج)
|

 

1- فرمایش حضرت ولی عصر (عج) : بسیار دعا کنید کنید برای تعجیل فرج ، که فرج شما در آن است .

 

2- این دعا سبب زیاد شدن نعمت هاست .

 

3- اظهار محبت قلبی است .

 

4- نشانه انتظار است .

 

5- زنده کردن امر ائمه اطهار (ع)  است .

 

6- مایه ناراحتی شیطان لعین است .

 

7- نجات یافتن از فتنه های آخرالزمان است .

 

8- اداء قسمتی از حقوق آن حضرت است ، اداء حق هر صاحب حقی واجب ترین امور است .

 

9- تعظیم خداوند و دین خداوند است .

 

10- حضرت صاحب الزمان (عج) در حق او دعا میکند .

 

11- شفاعت آن حضرت در قیامت شامل حال او میشود .

 

12- شفاعت پیغمبر (ص) ان شاءالله شاملش میشود .

 

13- این دعا امتثال امر الهی و طلب فضل و عنایت اوست .

 

14- مایه استجابت دعا میشود .

 

15- اداء اجر رسالت است .

 

16- مایه دفع بلاست .

 

17- سبب وسعت روزی است ان شاءالله .

 

18- باعث آمرزش گناهان میشود

.

19- سبب تشرف به دیدار آن حضرت در بیداری یا خواب میشود .

 

20- سبب رجعت (بازگشت) به دنیا در زمان ظهور آن حضرت میشود ، ان شاءالله .

 

21- از برادران پیغمبر (ص) خواهد بود .

 

22- فرج مولای ما صاحب الزمان (عج) زودتر حاصل میشود .

 

23- پیروی ازپیغمبر و امامان (ع) خواهد بود .

 

24- وفای به عهد و پیمان خداوندی است .

 

25- آثار نیکی به والدین برای دعا کننده حاصل میگردد .

 

26- فضیلت رعایت و اداء امانت برایش حاصل میشود .

27- زیاد شدن اشراف نور امام (ع) در دل اوست .

 

28- سبب طولانی شدن عمر است ، ان شاءالله .

 

29- تعاون و همکاری در کارهای نیک و تقوی است .

 

30- رسیدن به نصرت و یاری خداوند و پیروزی بر دشمنان به کمک خداوند است .

 

31- سبب هدایت به نور قرآن مجید است .

 

32- نزد اصحاب اعراف معروف میگردد .

 

33- به ثواب طلب علم نائل میشود ، ان شاءالله .

 

34- از عقوبت های اخروی ان شاءالله در امن و امان میماند .

 

35- هنگام مرگ به او مژده میرسد و با او به نرمی رفتار میشود .

 

36- این دعا اجابت دعوت خدا و رسول (ص) است .

 

37- با امیرالمؤمنین (ع) و در درجه آن حضرت خواهد بود .

 

38- محبوب ترین افراد نزد خداوند خواهد بود .

 

39- عزیزترین و گرامی ترین افراد نزد پیامبر (ص) میشود .

 

40- ان شاءالله از اهل بهشت خواهد بود .

 

41- دعای پیامبر شامل حالش میشود .

 

42- کردار های بد او به کردار های نیک تبدیل میشود .

 

43- خداوند متعال در عبادت ، او را تایید مینماید .

 

44- ان شاءالله با این دعا عقوبت از اهل زمین دور میشود .

 

45- ثواب کمک به مظلوم دارد .

 

46- پاداش خون خواهی حضرت ابی عبدالله الحسین (ع) را دارد .

 

47- شایستگی دریافت احادیث ائمه اطهار(ع)  را میابد .

 

48- ثواب احترام به بزرگتر و تواضع نسبت به او را دارد .

 

49- نور او برای دیگران نیز -  در روز قیامت – درخشان میگردد .

 

50- هفتاد هزار نفر از گناهکاران را شفاعت میکند .

 

51- دعای امیرالمؤمنین (ع) در روز قیامت شاملش میشود .

 

52- بی حساب داخل بهشت میشود .

 

53- از تشنگی روز قیامت در امان میماند .

 

54- در بهشت جاودان است .

 

55- مایه خراش روی ابلیس و مجروح شدن دل اوست .

 

56- روز قیامت هدیه های ویژه ای دریافت میکند .

 

57- خداوند عزوجل از خدمتگزاران بهشت نصیبش میفرماید .

 

58- در سایه گسترده خداوند قرار گرفته و رحمت بر او نازل میشود –مادامی که مشغول آن دعا باشد- .

 

59- پاداش نصیحت مؤمن را دارد .

60- مجلسی که در آن برای حضرت قائم (عج) دعا شود محل حضور فرشتگان میگردد .

 

61- دعا کننده مورد مباهات خداوند میشود .

 

62- فرشتگان برای او طلب آمرزش میکنند .

 

63- از نیکان مردم پس از ائمه اطهار (ع) میشود .

 

64- این دعا اطاعت از ولی الانر است که خداوند اطاعتشان را واجب گردانیده است .

 

65- مایه خرسندی خداوند عزوجل میگردد .

 

66- مایه خشنودی پیامبر (ص) میگردد .

 

67- این دعا خوشایندترین اعمال نزد خداوند است .

 

68- از کسانی خواهد بود که خداوند در بهشت به او حکومت میدهد ، ان شاءالله .

 

69- حساب او آسان میشود .

 

70- این دعا در عالم برزخ و قیامت مونس مهربانی خواهد بود .

 

71- این عمل بهترین اعمال است .

 

72- باعث دوری غصه ها میشود .

 

73- دعای هنگام غیبت بهتر از دعای هنگام ظهور حضرت بقیة الله الاعظم (عج) است .

 

74- فرشتگان در باره اش دعا میکنند .

 

75- دعای حضرت سید السّاجدین (ع) – که نکات و فواید متعدد دارد – شامل حالش میشود .

 

76- این دعا تمسک به ثقلین ( قرآن و عترت ) است .

 

77- چنگ زدن به ریسمان الهی است .

 

78- سبب کامل شدن ایمان میشود .

 

79- مانند ثواب همه بندگان به او میرسد .

 

80- تعظیم شعائر خداند است .

 

81- این دعا ثواب کسی است که با پیامبر (ص) شهید شده است .

 

82- ثواب کسی را که در زیر پرچم حضرت قائم (عج) شهید شده است را دارد .

 

83- ثواب احسان به مولای ما صاحب الزمان (عج) را دارد .

 

84- در این دعا ثواب گرامی داشتن عالم هست .

85- پاداش گرامی داشتن شخص کریم را دارد .

 

86- در میان گروه ائمه اطهار (ع) محشور میشود .

 

87- درجات او در بهشت بالا میرود .

 

88- از بدی حساب در روز قیامت در امان میماند .

 

89- به بالاترین درجات شهدای روز قیامت نائل میشود .

 

90- رستگاری به سبب شفاعت حضرت فاطمه زهرا (س) را در پی دارد .

 

 

 منبع : کتاب فرهنگ الفبایی مهدویت ( موعود نامه ) از (مجتبی تونه ای) صفحه ۳۰



:: شما در حال مشاهده این مطلب هستید: 90 اثر دعا برای امام زمان (عج)
نویسنده : سرباز امام زمان (عج)
تاریخ : پنجشنبه 27 مرداد1390
زمان : 5:20 بعد از ظهر
شعر مرحوم آیت الله گلایگانی
|

یکی رحمت خدای، یعنی فیض اقدس امام‌علیه‌السلام
یکی مخزن درر، یعنی طبع مدیحه‌سرا
یکی ذکر قدسیان، یعنی مدح امام‌علیه‌السلام
یکی عبد جان‌نثار، یعنی(صافی)
***
به فیروزتر زمان/ به زیباترین بهار / به نیکوترین شبی / به روشن‌ترین نهار
یکی روح خرمی / یکی جان آدمی / یکی چون صباح وصل/ یکی چون رخان یار
***
فلک گشته کام‌بخش / ملک گشته کامجوی / هوا شد عبیر بیز / زمین شد بهشت‌وار
یکی شد بکام دوست/ یکی شد غلام دوست/ یکی گشته جان‌فزا / یکی گشته پرنگار
***
جهان باز شد جوان / به تن باز شد روان / شده باغ چون جنان / شده سبز مرغزار
یکی جسته انبساط / یکی گشته با نشاط / یکی زو زگل بساط / یکی خالی از غبار
***
ز ابر درر فشان / ز باده عبیر سای / چمن گلشن ارم / دمن وادی تتار
یکی زنده کرده دشت / یکی تازه کرده جان / یکی برده غم زدل / یکی گشته غمگسار
***
زانواع گل حلل / ببر کرده بوستان / ز ابر سیه پرند / بسر کرده کوهسار
یکی عارض بتان / یکی جای مهوشان / یکی در هوا روان / یکی را بجا قرار
***
پر از مشک طرف باغ / پر از گل کنار جوی / پر از سبزه طرف دشت / پر از لاله لاله زار
یکی گشته عطر بیز / یکی گشته خنده روی / یکی گشته زیب‌بخش / یکی گشته داغدار
***
بیا ای بهشت روی / بده باده طرف جوی / که سرسبز شد بباغ / دگر سرو جویبار
یکی همچو مهر و ماه / یکی‌ مایه‌ی نشاط / یکی روضه‌ی بهشت / یکی قامت نگار
***
الا ای نگارچین / دگر بخت شد قرین / به میلاد شاه دین / امام بزرگوار
یکی یار مهربان / یکی یار مقبلان / یکی عید مردمان / یکی فخر روزگار
***
به صبحی همه صفا / به شامی فرح فزا / جمال ولی عصر / شد از باطن آشکار
یکی مطلع سرور / یکی مجمعی ز نور / یکی مظهر خدای / یکی غیب کردگار
***
شهنشاه دین‌پناه / امیر ملک سپاه / خدیو فلک جناب / ولیّ جهان مدار
یکی زواست با رواج / یکی زواست با شرف / یکی زواست مرتفع / یکی زواست پایدار
***
سپهر جلال و مجد / جهان کمال و فضل / مقرّ صفا و نجد / شه معدلت دثار
یکی را به او قوام / یکی را از او ظهور / یکی زو، در ازدیاد / یکی زو، در انتشار
***
بدرگاه او کند / به خاک درش نهد / فلک عرض انکسار / ملک روی افتقار
یکی عرش کبریا / یکی آب زندگی / یکی را شتاب از او / یکی را از او قرار
***
اگر فیض اقدسش / کند طبع را مدد / ز مدحش به عالمی / کند "صافی" افتخار
یکی رحمت خدای / یکی مخزن درر / یکی ذکر قدسیان / یکی عبد جان نثار
***
پر از جور شد زمین / ز اسلام شد نشان / فأین الامام أین / که از حد شد انتظار
یکی گشته منقلب / یکی رفته از میان / یکی روی در حجاب / یکی دل کند فگار

منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله صافی گلپایگانی و پایگاه اطلاع رسانی جهان تشیع



:: شما در حال مشاهده این مطلب هستید: شعر مرحوم آیت الله گلایگانی
:: برچسب‌ها: شعر مرحوم آیت الله گلایگانی
نویسنده : سرباز امام زمان (عج)
تاریخ : شنبه 22 مرداد1390
زمان : 6:29 بعد از ظهر
اسامی و اوصاف و القاب ایشان
|

بقيّة اللّه:       باقيمانده خدا در زمين.

خليفة اللّه:        جانشين خدا در ميان خلايق.

وجه اللّه:       مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى كه اولياى حق رو به او دارند.

باب اللّه: دروازه همه معارف الهى، درى كه خدا جويان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش مى كنند.

داعى اللّه:          دعوت كننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا، منادى راستين هدايت الى اللّه.

سبيل اللّه:          راه خدا، كه هركس سلوكش را جز در راستاى آن قرار دهد سر انجامى جز هلاكت نخواهد داشت.

ولى اللّه:         سر سپرده به ولايت خدا و حامل ولايت الهى، دوست خدا.

حجة اللّه:      حجّت خدا، برهان پروردگار، آن كس كه براى هدايتِ در دنيا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج مى كنند.

نور اللّه:        نور خاموشى ناپذير خدا، ظاهر كننده همه معارف و حقايق توحيدى، مايه هدايت رهجويان.

عين اللّه:      ديده بيدار خدا در ميان خلق، ديدبان هستى، چشم خدا در مراقبت كردار بندگان.

سلالة النّبوّة:       فرزند نبوّت، باقيمانده نسل پيامبران.

خاتم الاوصياء:        پايان بخش سلسله امامت، آخرين جانشين پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم).

علم الهدى:     پرچم هدايت، رايت هميشه افراشته در راه اللّه، نشان مسير حقيقت.

سفينة النّجاة:         كشتى نجات، وسيله رهايى از غرقاب ضلالت، سفينه رستگارى.

عين الحيوة:          چشمه زندگى، منبع حيات حقيقى.

القائم المنتظر:      قيام كننده مورد انتظار، انقلابى بى نظيرى كه همه صالحان چشم انتظار قيام جهانى اويند.
العدل المشتهر:     عدالت مشهور، تحقق بخش عدالت موعود.

السيف الشاهر:    شمشير كشيده حق، شمشير از نيام بر آمده در اقامه عدل و داد.

القمر الزّاهر:     ماه درخشان، ماهتاب دلفروز شبهاى سياه فتنه و جور.

شمس الظلاّم:       خورشيد آسمان هستى ظلمت گرفتگان، مهر تابنده در ظلمات زمين.

ربيع الأنام:      بهار مردمان، سر فصل شكوفايى انسان، فصل اعتدال خلايق.

نضرة الأيّام:     طراوت روزگار، شادابى زمان، سرّ سرسبزى دوباره تاريخ.

الدين المأثور:      تجسّم دين، تجسيد آيين بر جاى مانده از آثار پيامبران، خودِ دين، كيان آيين، روح مذهب.

الكتاب المسطور:       قرآن مجسّم، كتاب نوشته شده با قلم تكوين، معجزه پيامبر در هيئت بشرى.

صاحب الأمر:        دارنده ولايت امر الهى، صاحب فرمان و اختياردار شريعت.

صاحب الزمان:       اختيار دارِ زمانه، فرمانده كل هستى به اذن حق.

مطهّر الأرض:            تطهير كننده زمين كه مسجد خداست، از بين برنده پليدى و ناپاكى از بسيط خاك.

ناشر العدل:          برپا دارنده عدالت، بر افرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گيتى.

مهدى الامم:         هدايتگر همه امّت ها، راه يافته راهنماى همه طوايف بشريت.

جامع الكَلِم:           گردآورنده همه كلمه ها بر اساس كلمه توحيد، وحدت بخش همه صفها.

ناصر حق اللّه:      ياريگر حقِ خدا، ياورِ حقيقت.

دليل ارادة اللّه:         راهنماى مردم به سوى مقاصد الهى، راه بلد و راهبر انسانها در راستاى اراده خداوند.

الثائر بأمر اللّه:     قيام كننده به دستور الهى، بر انگيخته به فرمان پروردگار، شورنده بر غير خدا به امر خدا.

محيى المؤمنين:       احياگر مؤمنان، حياتبخش دلهاى اهل ايمان.

مبير الكافرين:       نابود كننده كافران، درهم شكننده كاخ كفر، هلاك كننده كفار.

معزّ المؤمنين:      عزّت بخش مؤمنان، ارزش دهنده اهل ايمان.

مذلّ الكافرين:      خوار كننده كافران، درهم شكننده جبروتِ كفر پيشگان.

منجى المستضعفين:      نجات دهنده مستضعفان، رهايى بخش استضعاف كشيدگان.

سيف اللّه الّذى لاينبو:     شمشير قهر خدا كه كندى نپذيرد.

ميثاق اللّه الّذى أخذه:       پيمان بندگى خدا كه از بندگان گرفته شده.

مدار الدهر:     مدار روزگار، محور گردونه وجود، مركز پيدايش زمان.

ناموس العصر:         نگهدارنده زمان، كيان هستى دوران.

كلمة اللّه التامه:       كلمه تامّه خداوند، حجّت بالغه الهى.

تالى كتاب اللّه:       تلاوت كننده كتاب خدا، قارى آيات كريمه قرآن.

وعداللّه الّذى ضمنه:        وعده ضمانت شده خدا، پيمان تخلّف ناپذير الهى.

رحمة اللّه الواسعة:         رحمت بى پايان خدا، لطف و رحمت بى كرانه پروردگار رحمت گسترده حق.

حافظ اسرار رب العالمين:      نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهاى ربوبى.

معدن العلوم النبويّه:     گنجينه دانش هاى پيامبرى ـ خزانه معارف نبوى.

نظام الدين:          نظام بخش دين.

يعسوب المتقين:      پيشواى متقين.

معزّ الاولياء:       عزت بخش ياران.

مذلّ الأعداء:     خوار كننده دشمنان.

وارث الانبياء:      ميراث بر پيامبران.

نور ابصار الورى:      نور ديدگان خلايق.

الوتر الموتور:     خونخواه شهيدان.

كاشف البلوى:     بر طرف كننده بلاها.

المعد لقطع دابر الظلمه:     مهيّا شده براى ريشه كن كردن ظالمان.

المنتظر لاقامة الأمت و العوج:     مورد انتظار براى از بين بردن كژيها و نادرستى ها.

المترجى لازالة الجور و العدوان:    مورد آرزو براى بر طرف كردن ستم و تجاوز.

المدّخّر لتجديد الفرائض و السنن:     ذخيره شده براى تجديد واجبات و سنن الهى.

المؤمّل لاِحياء الكتاب وحدوده:       مورد اميد براى زنده ساختن دوباره قرآن و حدود آن.

جامع الكلمة على التقوى:      گرد آورنده مردم بر اساس تقوى.

السبب المتصل بين الأرض و السماء:       واسطه بين آسمان و زمين، كانال رحمت حق بر خلق.

صاحب يوم الفتح و ناشرراية الهدى:      صاحب روز پيروزى و بر افرازنده پرچم هدايت.

مؤلف شمل الصلاح و الرضا:      الفت دهنده دلها بر اساس رضايت و درستكارى.

الطالب بدم المقتول بكربلا:    خونخواه شهيد كربلا.

المنصور على من اعتدى عليه وافترى:     يارى شده عليه دشمنان وافترا زنندگان.

المضطرّ الّذى يجاب اذا دعى:   پريشان و درمانده اى كه چون دعا كند دعايش مستجاب شود.

 

 

منبع :پایگاه اطلاع رسانی امام زمان (عج)



:: شما در حال مشاهده این مطلب هستید: اسامی و اوصاف و القاب ایشان
نویسنده : سرباز امام زمان (عج)
تاریخ : شنبه 22 مرداد1390
زمان : 6:13 بعد از ظهر
چهل حدیث در باب حضرت
|

حديث1- رفاه مردم در عصر امام زمان :

ابوسعيد خدرى از پيامبر اكرم (ص) روايت كرده كه فرمود :

يكون من امتى المهدى ان قصر عمره فسبع سنين و الافثمان و الافتسع يتنعم امتى فى زمانه نعيما لم يتنعموا مثله قطّ البر و الفاجر يرسل السماء عليهم مدراراً و الا تدخر الارض شيئاً من نباتها .  

مهدى از ميان امت من برخاسته شود مدت سلطنت او هفت يا هشت يا نه سال مى باشد ، همه طبقات امت من در زمان ظهور او چنان در رفاه زندگى نمايند كه قبل از وى هيچ بّر و فاجرى بدان نرسيده باشند، آسمان باران رحمت خود را بر آنان مى بارد و زمين از روئيدنيهاى خود چيزى فرو گذار نمى كند.


حديث2- عدل مهدى (عج) :

ابوسعيد مى گويد پيغمبر فرمود: 

تملاء الارض ظلماً و جوراً فيقوم رجل من عترتى فيملاءها قسطاً و عدلاً يملك سبعاً او تسعاً .

زمين پر از ظلم و ستم گردد، پس مردى از عترت من قيام كند و آن را پر از عدل و داد گرداند و هفت يا نه سال سلطنت نمايد.

حديث3: 

و باز نقل كرده كه پيغمبر(ص) فرموده :

لا تنقضى الساعة حتى يملك الارض رجل من اهل بيتى يملاء الارض  عدلاً كما ملئت جوراً يملك سبع سنين .

قيامت منقضى نخواهد شد تا اين كه مردى از اهل بيت من به سلطنت رسد و او زمين را پر از عدل و داد كند ، چنان كه پر از ظلم شده باشد و مدت سلطنت هفت سال است .

حديث4- مهدى فرزند فاطمه  زهرا (س) :

از امام زين العابدين و آن حضرت از پدرش روايت نموده كه پيامبر اكرم (ص) به فاطمه زهرا (س)  فرموده : 

المهدى من ولدك .

( مهدى از فرزندان تو است ).

حديث5- مهدى برگزيده خداست :

على بن هلال از پدرش روايت نموده كه گفت در مرض پيامبر (ص) ، حضورش شرفياب شدم ، ديدم فاطمه (س) در بالين پدرش نشسته و اشك مى ريزد چون صداى گريه اش بلند شد، پيامبر سر برداشت و فرمود:

فاطمه جان ! چرا گريه مى كنى ؟

عرض كرد: مى ترسم بعد ازشما احترام ما از دست برود ؟

فرمود : عزيزم ، مگر نمى دانى كه خداوند به اعل زمين نگاه كرد و پدرت را از ميان آنان برگزيد، سپس نظر كرد و شوهرت را انتخاب كرد، و به من وحى فرمود كه تو را به او تزويج كنم ؟

دخترم ! ما اهل بيتى هستيم كه خداوند عزوجل هفت فضيلت به ما عطا فرموده كه به هيچ كس قبل و بعد ازما عطا نفرموده است، و آن اين كه :

من خاتم پيامبران نزد خدا و بهترين آنها و محبوبترين بندگان مى باشم و با اين امتيازات پدر تو مى باشم، جانشين من بهترين جانشينان پيغمبران و محبوبترين آنها نزد خداست، و او شوهر تو است شهيد ما بهترين شهداء و محبوبترين آنان نزد خداوند است و او حمزه بن عبدالمطلب عموى پدر و شوهرت مى باشد، جعفربن ابيطالب كه با دو بال در بهشت با فرشتگان پرواز مى كند پسر عموى پدرت و برادر شوهرت از ما است ، در سبط اين امت كه حسن و حسين دو فرزند تو و دو آقاى اهل بهشت مى باشند از ماست، و به خدا قسم كه پدرشان افضل از آنهاست.

يا فاطمة و الذى بعثنى بالحق ان منهما مهدى هذه الامة اذا صارت الدنيا هرجاً و مرجاًًً و تظاهرت الفتن و انقطعت السبل و اغار بعضهم على بعض فلا كبير يرحم صغيراً و لا صغير يوقر كبيراً فيبعث الله عند ذلك منهما من يفتح حصون الضالة و قلوباً غلفاً يوم بالدين فى آخر الزمان كما قمت به فى آخر الزمان و يملاء الارض عدلاً كما ملئت جوراً .

اى فاطمه ! به خداوندى كه مرا به راستى برانگيخته ، مهدى اين امت نيز از ايشان مى باشد، موقعى كه دنيا هرج و مرج شود و آشوبها پديد آيد و راهها مسدود گردد و اموال يكديگر را به غارت برند، نه بزرگتر به كوچكتر رحم كند و نه كوچكتر احترام بزرگتر را نگاه دارد، خداوند كسى را برانگيزد كه قلعه هاى ضلالت و دلهاى قفل زده را بگشايد و اساس دين را در آخر الزمان استوار سازد، چنان كه من در آخر الزمان پايدار گردم و زمين را پراز عدل نمايد چنان كه از ظلم پر شده باشد....

حديث6- مهدى ، حسينى است :

در آن كتاب از حذيفة بن يمان روايت مى كند كه گفت: پيامبر خطبه اى ايراد فرمود و آنچه مى بايد اتفاق بيفتد به ما اطلاع داد سپس فرمود :

 لولم يبق من الدنيا الا يوم واحد لطول الله عزوجل ذلك اليوم حتى يبعث رجلاً من ولدى اسمه اسمى .

اگر از عمر دنيا جز يك روز بيشتر نمانده باشد. خداوند آن روز را چندان دراز گرداند تا مردى از اولاد من برانگيزد  كه همنام من باشد.

 سلمان برخاست و عرض كرد: اى رسول خدا(ص) از كدام فرزند شما خواهد  بود؟ فرمود : از اين فرزندم ، و دست روى شانه حسين (ع) گذاشت.

حديث7- قريه اى كه مهدى از آنجا قيام مى كند :

به سند خود از عبدالله بن عمر روايت نموده كه گفت :

 يخرج المهدى من قرية يقال لها كرعة

مهدى از قريه اى قيام مى كند كه آن را كرعه مى گويند .

حديث8- ويژگيهاى حضرت :

همچنين حذيفة از پيامبر(ص) نقل كرده كه فرمود :

المهدى رجل من ولدى وجهه كالكوكب الدرى

مهدى از فرزندان من است كه چهره اش چون ستاره تابان است .

حديث9  :

 حذيفه روايت نموده كه پيامبر (ص) فرمود :

المهدى رجل من ولدى لونه لونٌ عربىٌ و جسمه جسمٌ اسرائيلى على خدّه الآيمن خال كانه كوكب درى يملاء الارض عدلاً كما ملئت جوراً يرضى فى خلافته اهل الارض و اهل السماء والطير فى الجوّ.  

مهدى مردى از اولاد من است رنگ بدن او رنگ نژاد عرب و اندامش مانند اندام بنى اسرائيل است،در گونه راست وى خالى است كه چون ستاره تابناكى بدرخشد زمين را پر از عدل كند چنان كه پر از ظلم شده باشد، ساكنان زمين و آسمان و پرندگان هوا در خلافت وى خشنود خواهند بود.

حديث10:

ابو سعيد خدرى مى گويد پيامبر فرمود :

 المهدى منا اجل الجبين اقنى الانف

مهدى ما پيشانيش روشن و وسط بينيش كمى برآمده است



حديث11: 

المهدى منا اهل البيت رجل من امتى اشم الانف يملاء الارض عدلاً كما ملئت جوراً

 مهدى ما اهل بيت مردى از امت من است كه وسط بينيش برآمده و او زمين را پر از عدل كند، چنان كه پر از ظلم باشد.

حديث12:

 ابوامامه باهلى از پيغمبر (ص) روايت كرده كه فرمود:

 بينكم و بين الروم اربع هدن يوم الرابعةعلى يد رجل من آل هرقل يدوم سبع سنين ..

ميان شما و روميان چهار صلح است ، چهارمين آن به دست مردى از نسل هرقل خواهد بود و هفت سال دوام مى يابد مردى از طائفه عبدقيس به نام مستور بن بجلانعرض كرد اى رسول خدا (ص) در آن روز پيشواى مردم كيست ؟

فرمود : المهدى من ولدى ابن اربعين سنة، كان وجهه كوكب درى فى خده الايمن خال اسود عليه عباء تان قطريتان كانه من رجال بنى اسرائيل يستخرج الكنوز يفتح مدائن الشرك .

پيشواى مردم مهدى است كه از فرزندان من مى باشد كه چون ظهور كند به صورت مرد چهل ساله مى نمايد.رخسارش چون ستاره تابان مى درخشد و در سمت راست رخسارش خال سياهى است، دو عباى قطرى پوشيده (و از لحاظ سلامت بنيه ) گوئى ازمردان بنى اسرائيل است، ذخائر زمين را استخراج كند و شهرهاى شرك را بگشايد .

حديث13:

عبدالرحمن بن عوف روايت نموده كه پيغمبر فرمود: 

ليبعثن الله من عترتى رجلاً افرق الثنايا، اجلى الجبهه ، يملاء الارض عدلاً يفيض المال فيضاً

خداوند از عترت من مردى را برانگيزد كه ميان دندانهايش باز ، و رويش روشن باشد، زمين را پر از عدل كند و به مردم اموال فراوان بخشد.

حديث14:

 پيشوا صالح ابوامامه نقل مى كند كه رسول اكرم (ص) براى ما خطبه ايراد كرد و درضمن ، از دجّال نام برد و فرمود :

پس شهر مدينه از پليديها پاك شود چنان كه كوره آهنگرى از كثافات فلزات پاك گردد ، آن روز اعلام خواهند كرد كه امروز روز آزادى است .

زنى به نام ام شريك عرض كرد: اى رسول خدا (ص) عرب كجا خواهند بود؟

فرمود : در آن روز آنها اندكى بيش نيستند ، بيشتر آنان در بيت المقدس مى باشند ، اممهم المهدى ، رجل صالح پيشواى آنها مهدى است كه مردى صالح مى باشد .

حديث15: ظهور هويدا :

ابو سعيد خدرى روايت مى كند كه پيغمبر (ص) فرمود :

يخرج المهدى فى امتى يبعثه الله عياناً للناس يتنعم الامة و تعيش الماشية و تخرج الارض نباتها و يعطى المال صحاحاً .

مهدى ميان امت من قيام خواهد كرد و خداوند او را به طور آشكار براى مردم برانگيزد ، مردم در رفاه ، و چهار پايان در آسايش باشند، و زمين روئيدنيهاى خود را بيرون دهد و او مال را به طور مساوى ميان مردم تقسيم نمايد .

حديث16- ابر بر سر او سايه افكند :

عبدالله بن عمر نقل كرد كه پيغمبر فرمود :

 يخرج المهدى و على رأسه عمامة فيهما مناد ينادى هذا المهدى خليفة الله فاتبعوه .

مهدى در حالى كه قطعه ابرى بر سر او سايه افكنده قيام مى نمايد ، در آن وقت گوينده اى اعلام مى دارد كه اين مهدى خليفة الله است از وى پيروى كنيد.

حديث17: بالاى سرحضرت مهدى (ع) فرشته اى است :

عبدالله بن عمر مى گويد : پيامبر (ص) فرمود:

يخرج المهدى و على رأسه ملك ينادى هذا المهدى فاتبعوه .

مهدى در حالى قيام مى كند كه فرشته اى بالاى سر او قرار دارد و مى گويد : مهدى اين است از وى پيروى نمائيد .

حديث18: مژده پيامبر (ص) به ظهور مهدى (ع) :

ابوسعيد خدرى از پيغمبر (ص) نقل كرده كه فرمود :

ابشركم بالمهدى يبعث فى امتى على اختلاف من الناس زلزال فيملاء الارض عدلاً و قسطاً كما ملئت ظلماً و جوراً يرضى عنه ساكن السماء و ساكن الارض يقسم المال صحاحاً فقال له رجل : و ما صحاحاً ؟ قال : السوية بين الناس .

شما را مژده به ظهور مهدى مى دهم كه به هنگام اختلاف زياد و تزلزل مردم ، قيام كند و زمين را پر از عدل و داد نمايد چنان كه از ظلم و ستم پر شده باشد ساكنان آسمان و زمين از حكومت او راضى خواهند بود و اموال را ميان مردم به طور مساوى قسمت كند.

حديث19: نام آن حضرت :

عبد الله بن عمر از رسول خدا (ص) روايت نموده كه فرمود :

 لا يقوم الساعة حتى يملك رجل من اهل بيتى ، يواطى اسمه اسمى يملاء الارض عدلاً و قسطاً كما ملئت ظلماً و جوراً .

پيش از قيامت مردى از اهل بيت من به سلطنت مى رسد كه همنام من باشد زمين را پر از عدل و داد كند چنان كه پر از ظلم و جور شده باشد.

حديث20- كنيه او :

حذيفه از آن حضرت روايت كرده كه فرمود:

لولم يبق من الدنيا الا يوم واحد لبعث الله فيه رجلا اسمه اسمى و خلقه خلقى يكنّى ابا عبدالله .

اگر از عمر دنيا جز يك روز نمانده باشد، خداوند در آن روز مردى را بر انگيزد كه نامش نام من وخويش چون  خوى من و كنيه اش ابوعبدالله مى باشد .

حديث21:

 همچنين فرمود :

لا يذهب الدنيا حتى يبعث الله رجلاً من اهل بيتى يواطىء اسمه اسمى و اسم ابيه اسم ابى يملاءها قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراً و ظلماً.

عمر دنيا به پايان نمى رسد تا اين كه خداوند مردى از اهل بيت من برانگيزد كه نامش نام من و  نام پدرش نام پدر من است . (1) او دنيا را پر از عدل و داد نمايد چنان كه از ظلم و جور پر شده باشد .

حديث22-عدل مهدى (عج):

ابوسعيد خدرى از پيامبر اكرم (ص) روايت كرده كه فرمود:

لتملان الارض ظلما و عدواناً ثم ليخرجن رجل من اهل بيتى حتى يملاءها قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراو ظلماً.

چون روزى فرارسد كه زمين پر از ظلم و ستم شود خداوند مردى از اهل بيت من ظاهر گرداند تا جهان را پر از عدل و داد كند . 

حديث23-اخلاق آن حضرت :

عبدالله بن عمر روايت نموده كه پيغمبر فرمود :

يخرج رجل من اهل بيتى يواطى اسمه اسمى و خلقه خلقى يملاءها قسطاً و عدلاً.

مردى از اهل بيت من خارج مى شود كه نامش مطابق نام من و اخلاقش چون اخلاق من مى باشد، و او جهان را پر از عدل و داد كند.

حديث24- بخشش مهدى (ع) :

ابوسعيد خدرى گفت رسول اكرم (ص) فرمود:

يكون عند انقطاع من الزمان و ظهور من الفتن رجل يقال له: المهدى يكون عطاؤه هنيئاً .

در آخرالزمان و موقعى كه آشوبها پديد آيد، مردى به قدرت مى رسد كه به او مهدى گفته مى شود كه بخشش او گوارا باشد.

حديث25-علم مهدى به سنت پيغمبر (ص):

ابو سعيد خدرى روايت كرده كه پيغمبر فرمود :

يخرج رجل من اهل بيتى و يعمل سنتى و ينزل الله له البركة من السماء وتخرج الارض بركاتها و تملاء به الارض عدلاً كما ملئت ظلماً و جوراً و يعمل على هذه الامة سبع سنين و ينزل بيت المقدس .

مردى از اهل بيت من به سلطنت خواهد رسيد كه به سنت من (آن طور كه بايد) عمل نمايد و خداوند از آسمان براى وى روزى فرستد، و زمين آنچه دارد، بيرون دهد و او زمين را پر از عدل كند چنان كه پراز ظلم و ستم باشد او به بيت المقدس درآيد و هفت سال سلطنت نمايد.

حديث26-آمدن مهدى با پرچمها :

ثوبان از پيامبر (ص) روايت نموده كه فرمود:

اذا رأيتم الرأيات السود قد اقبلت من خراسان فائتوها و لو حبوا على الثلج فيها خليفةالله المهدى . 

چون پرچمهاى سياه ببينيد كه ازسوى خراسان مى آيد به استقبال آن بشتابيد هرچند با رفتن از روى برف باشد زيرا كه همراه آن جماعت مهدى خليفة الله است .

حديث27-آمدن وى از جانب مشرق:

عبدالله عمر گفت : روزى در خدمت پيامبر (ص) بوديم كه عده اى از جوانان بنى هاشم بيامدند، از مشاهده آنها ديدگاه پيامبر پر از اشك شد و رنگ مباركش تغيير كرد، اصحاب عرض كردند: يا رسول الله سيماى مباركتان گرفته است ما نمى توانيم شما را بدين حالت ببينيم فرمود:

انا اهل بيت اختارالله لنا الآخرة على الدنيا و ان اهل بيتى سيلقون بعدى بلاء و تشريداً و تطريداُ حتى يأتى قوم من قبل المشرق و معهم رايات سود فيسألون الحق فلا يعطونه فيقاتلون و ينصرون فيعطون ماسألوا فلا يقبلون حتى يدفعوه الى رجل من اهل بيتى فيملاء ها قسطاً كما ملاءها جوراً فمن ادرك ذلك منكم فليأتهم و لحبواً على الثلج .

ما اهل بيتى هستيم كه خداوند آخرت را براى ما بر دنيا ترجيح داده ، بعد از اين اهل بيت من مصيبتها مى بينند و از وطن آواره مى گردند ، تا آنگاه كه مردمى از جانب مشرق با پرچمهاى سياه به طلب حق قيام كنند، اين حق را به آنها نمى دهند تا جنگ كنند ، و پيروزى يابند و حق را بگيرند و آن را به مردى از اهل بيت من بسپارند كه دنيا را پر از عدل كند چنان كه از ظلم پر شده باشد هر كس ، آن زمان را درك كند به آنها بپيوندد اگر چه به رفتن از روى برف باشد.

حديث28- تجديد عظمت اسلام با ظهور او:

حذيفه روايت نموده كه از پيغمبر (ص) شنيدم مى فرمود :

واى بر اين امت از سلطه اى كه پادشاهان ستمگر بر آنها پيدا مى كنند و آنها را كشته، و مؤمنين را به وحشت مى اندازند، مگر كسى كه فرمان آنها را گردن نهد شخص با ايمان به زبان با آنها مى سازد ولى قلباً از آنان مى گريزد و چون خداوند عزوجل اراده نمايد كه عزت اسلام را تجديد كند ، شوكت هر ستمگر جبارى را درهم بشكند زيرا خداى توانا قادر است امتى را كه در ميان فساد افتاده اند، به ساحل صلاح آورد.

سپس فرمود: اى حذيفه ، لولم يبق من الدنيا الا يوم واحد لطول الله ذلك اليوم حتى يملك رجل من اهل بيتى تجرى الملاحم على يديه و يظهر الاسلام لا يخلف وعده و هو سريع الحساب.

اگر از عمر دنيا جز يك روز نمانده باشد، خداوند آن روز را چندان دراز گرداند تا مردى از اهل بيت من به سلطنت رسد كه با بى دينان جنگها كند تا اسلام را آشكار سازد.

حديث29- رفاه و آسايش مسلمانان در عصر مهدى (عج):

ابوسعيد خدرى از پيغمبر (ص) روايت نموده كه فرمود:

يتنعم امتى فى زمن المهدى (ع) نعمة لم يتنعموا قبلها قطّ يرسل السماء عليهم مدراراً و لا تدع الارض شيئاً من بناتها الاخرجته .

امت من در زمان مهدى چنان در فراخى معيشت به سر برند كه هيچگاه پيش از آن نديده باشند . آسمان پى در پى بركات خود را براى آنان فرو مى ريزد و زمين آنچه دارد بيرون مى دهد .

حديث30- مهدى يكى از سروران بهشت :

انس بن مالك روايت كرده كه پيغمبر (ص) فرمود:

نحن بنو عبدالمطلب سادات اهل الجنة، انا و  اخى على و عمى حمزه و جعفر و الحسن و الحسين و المهدى .

ما فرزندان عبدالمطلب سروران اهل بهشتيم ، من و برادرم على و عمويم حمزه و جعفر و حسن و حسين و مهدى .


حديث31- سلطنت مهدى (ع):

ابوهريره روايت كرده كه پيغمبر (ص) فرمود:

لولم يبق من الدنيا الا ليلة لملك فيها رجل من اهل بيتى .

اگر از عمر دنيا جز يك شب نماند، در همان شب مردى از اهل بيت من به سلطنت رسد .

حديث32- خلافت مهدى (ع) :

ثوبان از پيامبر اكرم (ص) روايت كرده كه فرمود:

نزد گنج شما سه نفر به قتل رسند كه هر سه پسران خليفه مى باشند و پس از آن ديگر هيچ يك از آنها خليفه نمى شود تا آن كه مردمى با پرچمهاى سياه سررسند و طورى آنها را به قتل رسانند كه هيچ قومى را بدان وضع نكشته باشند.

ثم يجيئى خليفة الله المهدى فاذا سمعتم به فأتوه فيبايعوه فانه خليفة الله المهدى .

سپس خليفه خدا مهدى بيايد ، چون بشنويد كه ظهور نموده به سوى او رو آوريد و با او بيعت كنيد زيرا او مهدى خليفه حقيقى خداوند است .

حديث33- بيعت با حضرت: 

ثوبان از پيامبر (ص) روايت كرده كه فرمود: 

مردمى با پرچمهاى سياه از جانب شرق پديد آيند كه دلهاى آهنين دارند هر كس از آمدن آنها مطلع گشت به سوى آنها رو آورد و با آنان بيعت كند و لو با رفتن از روى برف باشد .

حديث34- پيوند دهنده دلها :

از على (ع) روايت شده كه فرمود: به پيغمبر اكرم (ص) عرض كردم :

 يا رسول الله (ص) أمنا آل محمد المهدى أم من غيرنا ؟

اى رسول خدا مهدى از ما اهل بيت است يا از غير ما؟

  پيامبر فرمود:

لا،  بل منا يختم الله به الدين كما فتح بنا و بنا ينقذون من الفتن كما انقذوا من الشرك و بنا يؤلف الله بين قلوبهم بعد عداوة الفتنة  اخوانا كما ألف بينهم بعد عداوة الشرك اخواناً فى دينهم .   

او از ماست خداوند دين را به وسيله او ختم كند چنان كه توسط ما گشود ، مردم به وسبله ما از آشوبها نجات يابند چنان كه از منجلاب شرك بيرون آمدند، دلهاى آنها را به هم پيوند دهد و بعد از دشمنيها آنها را با هم برادر كند، چنان كه بعد از نجات از شرك ، آنها را با هم برادر دينى كرد.

حديث35- بعد از مهدى زندگى بى فائده است :

عبدالله بن مسعود مى گويد پيامبر اكرم (ص) فرمود :

 لولم يبق من الدنيا الا ليلة لطول الله تلك الليلة حتى يملك رجل من اهل بيتى يواطى اسمه اسمى و اسم ابيه اسم ابى يملاء ها قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماًً و جوراً و يقسم المال بالسوية و يجعل الله الغنى فى قلوب هذه الامة فيملك سبعاً او تسعاً لاخير فى العيش بعد المهدى  .

اگر از عمر دنيا جز يك شب نماند، خداوند آن شب را چندان دراز گرداند تا مردى از اهل بيت من به سلطنت رسد كه نامش نام من و نام پدرش نام پدر من مى باشد . و او زمين را پر از عدل و داد كند چنان كه پر از ظلم و جور شده باشد، اموال را بالسويه ميان مردم تقسيم كند، و خداوند دلهاى امت مرا بى نياز گرداند، هفت سال يا نه سال سلطنت نمايد سپس بعد از مهدى زندگى فائده ندارد.

حديث36- قسطنطنيه به دست مهدى (ع) فتح شود:

ابوهريره از پيغمبر (ص) روايت كرده كه فرمود:

لا تقوم الساعة حتى يملك رجل من اهل بيتى يفتح القسطنطنية و جبل الديلم و لو لم يبق الا يوم واحد لطول الله ذلك اليوم حتى يفتحها.

پيش از آنكه قيامت شود و مردى از اهل بيت من به سلطنت رسد و قسططنطنيه و جبال ديلم (2) را فتح كند اگر يك روز از عمر دنيا باقى باشد خداوند آن روز را چندان دراز گرداند تا آنجا را فتح كند.

حديث37- مهدى (ع) پس از پادشاهان ستمگر:

قيس بن جابر از پدرش و او از جدش ، از رسول خدا (ص) روايت نموده كه فرمود:

 سيكون بعدى خلفاء و من بعد الخلفاء امراء و من بعد الامراء ملوك جبابرة ثم يخرج رجل من اهل بيتى يملاء الارض عدلاً كما ملئت جوراً .

بعد ا ز من خلفاء خواهند بود و بعد ازخلفاء امراء و بعد از امراء پادشاهان ستمگر بيايند آنگاه مردى از اهل بيت من خواهد آمد كه زمين را از عدل و داد پركند چنانكه پراز ظلم باشد.

حديث38-عيسى (ع) مأموم مهدى (ع) :

ابوسعيد از پيغمبر (ص) نقل كرده كه فرمود:

منا الذى يصلى عيسى ابن مريم (ع) خلفه .

آن كس كه عيسى بن مريم پشت سر او نماز مى گذارد ، از ما است .

حديث39- مهدى با عيسى بن مريم سخن مى گويد:

جابر بن عبدالله انصارى از آن حضرت روايت نموده كه فرمود:

ينزل عيسى بن مريم (ع) فيقول امير هم المهدى تعال صل بنا فيقول : الا ان بعضكم على بعض امراء تكرمة من الله عزوجل لهذه الامة.  

چون اصحاب مهدى قيام كنند، عيسى بن مريم از آسمان فرود آيد، امير قيام كنندگان به عيسى مى گويد بيا تا با تو نماز بگذاريم عيسى مى گويد: شما خود از جانب خدا برخى بر برخى ديگر امير هستيد و اين لطف خدا نسبت به اين امت است .

حديث40- مهدى (ع) حافظ امنيت :

عبدالله بن عباس از پيغمبر اكرم (ص) روايت كرده كه فرمود:

لن تهلك امة انا فى اولها و عيسى بن مريم فى آخرها و المهدى فى وسطها . (3)

امتى كه من در اول آنها و عيسى بن مريم در آخر آنها و مهدى در وسط آنها باشيم، هرگز هلاك نمى شوند. 

                                              

 

                                           منبع : www.mahdiehtehran.ir



:: شما در حال مشاهده این مطلب هستید: چهل حدیث در باب حضرت قائم(عج)
نویسنده : سرباز امام زمان (عج)
تاریخ : شنبه 22 مرداد1390
زمان : 6:5 بعد از ظهر
شعر حافظ
|

ز قاطعان طريق اين‏زمان‏شوندايمن

قوافل دل و دانش كه مرد راه رسيد

عزيز مصر به رغم برادران غيور

ز قعر چاه برآمد به اوج ماه رسيد

 كجاست صوفى دجال فعل ملحد شكل

بگو بسوز كه مهدى دين پناه رسيد

 

منبع : www.imamalmahdi.com



:: شما در حال مشاهده این مطلب هستید: شعر حافظ
نویسنده : سرباز امام زمان (عج)
تاریخ : پنجشنبه 20 مرداد1390
زمان : 5:12 بعد از ظهر
شعر استاد کاشانی
|

بازآ كه دل هنوز به ياد تو دلبر است

جان از دريچه نظرم، چشم بر در است

بازآ دگر كه سايه ديوار انتظار

سوزنده‌تر ز تابش خورشيد محشر است

بازآ، كه باز مردم چشمم ز درد هجر

در موج خيز اشك چو كشتي، شناور است

بازآ كه از فراق تو اي غايب از نظر

دامن ز خون ديده چو درياي گوهر است

اي صبح مهر بخش دل، از مشرق اميد

بنماي رخ كه طالعم از شب، سيه‌تر است

زد نقش مهر روي تو بر دل چنان كه اشك

آيينه‌دار چهره‌ات اي ماه منظر است

اي رفته از برابر ياران «مشفقت»

 

منبع : www.imamalmahdi.com



:: شما در حال مشاهده این مطلب هستید: شعر استاد مشفق کاشانی
نویسنده : سرباز امام زمان (عج)
تاریخ : پنجشنبه 20 مرداد1390
زمان : 12:28 بعد از ظهر
استغاثه به ایشان
|

این استغاثه ای است بحضرت الصاحب الزمان (عج) هر جا که باشی  دو رکعت نماز به حمد و هر سوره

-ای که خواهی بگزار ،پس رو به قبله زیر آسمان بایست و بگو :

سَلامُ اللهِ الکامِلُ التّامُّ الشّامِلُ العامُّ ، وَ صَلَواتُهُ الدّائِمَةُ وَ بَرَکاتُهُ القائِمَةُ التّامَّةُ ، عَلی حُجَّةی اللهِ وَ وَلِیِّهِ

فی اَرضِهِ وَ بِلادِهِ ، وَ خَلیفَتِهِ علی خَلقِهِ وَ عِبادِهِ ، وَسُلالَةِ النُّبُوَّةِ وَ بَقیَّةِ العِترَةِ وَ الصَّفوَةِ ،صاحِبِ الزَّمانِ وَ

مُظهِرِ الایمانِ وَ مُلَقِّنِ اَحکامِ القُرآنِ ، وَ مُطَهِّر الاَرضِ وَ ناشِرِ العَدلِ فِی الطّولِ وَ العَرضِ ، وَ الحُجَّةِالقائِمِ

المَهدِیِّ الاِمامِ المُنتَظَرِ المَرضِیِّ ، وَابنِ الاَئِمَّةِ الطّاهِرینَ ، اَلوَصِیِّ ابنِ الاَوصِیاءَ المَرضِیّینَ ، اَلهادِی المَعصُومِ

ابنِ الاَئِمَّةِ المَعصُومینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا مُعِزِّ المُومِنینَ المُستَضعَفینَ ، السّلامُ عَلَیکَ با مُذِلَّ الکافِرینَ

المُتَکَبِّرینَ الظّالِمینَ ، السَّلامُ عَلَیکَ یا مَولایَ یا صاحِبَ الزَّمانِ ، السَّلامُ عَلَیکَ یابنَ رَسولَ الله ، السَّلامُ

عَلَیکَ یابنَ اَمیرِالمُومِنینَ ، السّلامُ عَلَیکَ یابنَ فاطِمَةَالزَّهراءِ سَیِّدَةِ نِساءِالعالَمینَ ، السَّلامُ عَلَیکَ یابنَ

الاَئِمَّةِ الحُجَجِ المَعصُومینَ ، وَالاِمامِ عَلَی الخَلقِ اَجمَعینَ ، السَّلامُ عَلَیکَ یا مَولایَ سَلامَ مُخلِصٍ لَکَ فِی

الوِلایَةِ ، اَشهَدُ اَنَّکَ الاِمامُ المَهدیُّ قَولاً وَ فِعلاً ، وَاَنتَ الَّذی تَملَاُ الاَرضَ قِسطاً وَ عَدلاً ، بَعدَ ما مُلِئَت ظُلماً وَ

جَوراً ، فَعَجَّلَ اللهُ فَرَجَکَ وَ سَهَّلَ مَخرَجَکَ وَ قَرَّبَ زَمانَکَ ، وَ کَثَّرَ اَنصارَکَ وَ اَعوانَکَ ، وَ انجَزَ لَکَ ما وَعَدَکَ ،

فَهُوَ اَصدَقُ القائِلینَ ، وَ نُریدُ اَن نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ استُضعِفُوا فِی الاَرضِ وَ نَجعَلَهُم اَئِمَّةً وَ نَجعَلَهُمُ الوارِثینَ ،یا

مَولایَ یا صاحِبَ الزَّمانِ ، یابنَ رَسولِ اللهِ ، حاجَتی کَذا وَ کَذا

((((((((و بجای کذا و کذا ،حاجات خود را ذکر کند))))))))

فَاشفَع لی فِی نَجاحِها ، فَقَد تَوَجَّهتُ اِلَیکَ بِحاجَتی ، لِعِلمی اَنَّ لَکَ عِندَ اللهِ شَفاعَةً مَقبولَةً وَ مَقاماً

مَحمُوداَ ، فَبِحَقِّ مَنِ اختَصَّکُم بِاَمرِهِ و َ ارتَضاکُم لِسِرِّهِ ، وَ بِالشَّانِ الَّذی لَکُم عِندَ اللهِ بَینَکُم وَ بَینَهُ ، سَلِ اللهَ

تَعالی فِی نُجحِ طَلِبَتی ، وَ اِجابَةِ دَعوَتی وَ کشفِ کُربَتی

و بخواه  هر چه خواهی که بر آورده میشود انشاءالله تعالی .

مولف میگوید : بهتر است در رکعت اول نماز این استغاثه بعد از ( حمد ) ،سوره ( اِنّا فَتَحنا ) بخواند و در

رکعت دوم  ( اِذا جاءَ نَصرُ اللهِ ) .

 

منبع : مفاتیح الجنان

 



:: شما در حال مشاهده این مطلب هستید: استغاثه به حضرت
نویسنده : سرباز امام زمان (عج)
تاریخ : پنجشنبه 20 مرداد1390
زمان : 11:57 قبل از ظهر
نماز حضرت صاحب الزمان (عج)
|

دو رکعت است ، میخوانی در هر رکعت سوره ( حمد ) را تا ( اِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاکَ نَستَعینُ ) و چون به این آیه

رسیدی آن را صد مرتبه میگویی و در مرتبه آخر سوره را تمام میکنی ، پس ( قُل هُوَ اللهُ اَحَدٌ ) را یکبار

میخوانی و چون از نماز فارغ شدی این دعا را بخوان :

اَللهمَ عَظُمَ البَلاءُ وَ بَرِحَ الخَفاءُ ، وَ انکَشَفَ الغِطاءُ ، وَ ضاقَتِ الاَرضُ بِما وَسَعَتِ السَّماءُ ، وَ اِلَیکَ یا رَبِّ

المُشتَکا ، وَ عَلَیکَ المُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ وَ الرَّخاءِ ،اَللهمَ فَرَجَهُم بِقائِمِهِم ، وَ اَظهِر اِعزازَهُ ،یا مُحَمَّدُ یا عَلیُّ ،

یا علیُّ یا مُحَمَّد ، اِکفِیانی فَاِنَّکُما کافِیایَ یا مُحَمَّدُ یا عَلیُّ ، یا علیُّ یا مُحَمَّد ، اُنصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرایَ ،یا

مُحَمَّدُ یا عَلیُّ ، یا علیُّ یا مُحَمَّد ، اِحفَظانی فَاِنَّکُما حافِظایَ ، یا مَولایَ یا صاحِبَ الزَّمانِ ، یا مَولایَ یا

صاحِبَ الزَّمانِ ، یا مَولایَ یا صاحِبَ الزَّمانِ ، الغَوثَ الغَوثَ الغَوثَ ، اَدرِکنی اَدرِکنی اَدرِکنی ، اَلاَمانَ اَلاَمانَ

اَلاَمانَ .

منبع : مفاتیح الجنان



:: شما در حال مشاهده این مطلب هستید: نماز امام عصر (عج)
نویسنده : سرباز امام زمان (عج)
تاریخ : پنجشنبه 20 مرداد1390
زمان : 11:53 قبل از ظهر
شعر جالب
|

از غم دوست در این میکده فریاد کشم*دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم

داد و بیداد که در محفل ما رندی نیست*که برش شکوه برم داد ز بیداد کشم

عاشقم عاشق روی تو نه چیز دگری*بار هجران و وصالت به دل شاد کشم

در غمت ای گل شاداب من ای خسرو من*جور مجنون برم تیشه فرهاد کشم



:: شما در حال مشاهده این مطلب هستید: شعر جالب
:: برچسب‌ها: شعر جالب
نویسنده : سرباز امام زمان (عج)
تاریخ : دوشنبه 17 مرداد1390
زمان : 10:23 بعد از ظهر
شعر حافظ
|

 

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی*دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی

داءم گل این بستان شاداب نمیماند*دریاب ضعیفان را در وقت توانایی

مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد*کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی

ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست *شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی

ای درد توام درمان در بستر ناکامی*وی یاد توام مونــــــــس در گوشه تنهایی

حافظ شب هجران شدبوی خوش وصل آمد*شایدت مبارک باد ای عاشق شیدایی



:: شما در حال مشاهده این مطلب هستید: شعر حافظ
:: برچسب‌ها: شعر حافظ
نویسنده : سرباز امام زمان (عج)
تاریخ : دوشنبه 17 مرداد1390
زمان : 10:22 بعد از ظهر
زیارت مخصوص امام زمان (عج)
|

 

بِسمِ الله الرَحمنِ الرَحیم

اَللهم بَلِّغ مَولایَ صاحِبَ  الزَمانِ صَلَواتُ اللهِ عَلَیهِ ،عَن جَمیعِ المُؤمِنینَ وَالمُؤمِناتِ،فی مَشارِقِ الأرضِ وَ

مَغارِبِها، وَ بَرِّها وَ بَحرِها ،وَ سَهلِها وَ جَبَلِها ،حَیِّهِم وَ مَیِّتهم وَ عَن والِدَیَّ وَ وَلَدی و َ عَنّی مِنَ الصَّلَواتِ و َ

التَّحیّاتِ زِنَةَ عَرشِ اللهِ وَ مِدادَ کَلِماتِهِ وَ مُنتَها رِضاهُ ،وَ عَدَدَ ما احصاهُ کِتابُهُ وَ أحاطَ بِهِ عِلمُهُ ،أللهم إنّی اُجَدِّدُ

لَهُ فی هذا الیَومِ وَ فی کُلِّ یَومٍ عَهداً وَ عَقداً وَ بَیعَةً فی رَقَبَتی، اَللهم کَما شَرَّفتَنی وَ فَضَّلتَنی بِهذِهِ

الفَضیلَةِ وَ خَصَصتَنی بِهذِهِ النِّعمَةِ ،فَصَلِّ علی مَولایَ وَ سَیِّدی صاحِبِ الزَمانِ، وَ اجعَلنی مِن أنصارِهِ وَ

اشیاعِهِ وَ الذّابّینَ عَنهُ ،وَ اجعَلنی مِنَ المُستَشهَدینَ بَینَ یَدَیهِ طائِعاً غَیرَ مُکرَهٍ فِی الصَّفِّ الَّذی نَعَتَّ أهلَهُ

فی کِتابِکَ،فَقُلتَ صَفّاً کَأَنَّهُم بُنیانٌ مَرصُوصٌ علی طاعَتِکَ وَ طاعَةِ رَسُولِکَ وَ الِهِ عَلَیهِمُ السَّلامُ ،اَللهمَّ هذِهِ

بَیعَةٌ لَهُ فی عُنُقی اِلی یَومِ القیامَةِ .



:: شما در حال مشاهده این مطلب هستید: زیارت مخصوص آقا
نویسنده : سرباز امام زمان (عج)
تاریخ : دوشنبه 17 مرداد1390
زمان : 10:21 بعد از ظهر
شعر جناب حافظ
|

شعری از حافظ

گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود
پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود
یا رب اندر کنف سایه آن سرو بلند
گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود
آخر ای خاتم جمشید همایون آثار
گر فتد عکس تو بر نقش نگینم چه شود


در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع
شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع
روز و شب خوابم نمی‌آید به چشم غم پرست
بس که در بیماری هجر تو گریانم چو شمع
رشته صبرم به مقراض غمت ببریده شد
همچنان در آتش مهر تو سوزانم چو شمع
در میان آب و آتش همچنان سرگرم توست
این دل زار نزار اشک بارانم چو شمع
در شب هجران مرا پروانه وصلی فرست
ور نه از دردت جهانی را بسوزانم چو شمع
بی جمال عالم آرای تو روزم چون شب است



با کمال عشق تو در عین نقصانم چو شمع
کوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمت
تا در آب و آتش عشقت گدازانم چو شمع
همچو صبحم یک نفس باقیست با دیدار تو
چهره بنما دلبرا تا جان برافشانم چو شمع
سرفرازم کن شبی از وصل خود ای نازنین
تا منور گردد از دیدارت ایوانم چو شمع
آتش مهر تو را حافظ عجب در سر گرفت
آتش دل کی به آب دیده بنشانم چو شمع





منبع  : یگانه ناجی









:: شما در حال مشاهده این مطلب هستید: شعر جناب حافظ
:: برچسب‌ها: شعر جناب حافظ
نویسنده : سرباز امام زمان (عج)
تاریخ : دوشنبه 17 مرداد1390
زمان : 12:1 بعد از ظهر
صلوات مخصوص
|

اللَّهُمَّ وَصَلِّ عَلَى صَاحِب الدَّعْوَة النَّبَوِيَّة وَ الصَّوْلَة الحِيدَريَّة وَ الْعِصْمَةِ الْفَاطِمِيَّةِ و الصَّلَابَة الْحَسَنِيَّةِ وَ

الِاسْتِقَامَة الْحُسَيْنِيَّة وَ الْعِبَادَة السَّجَّادِيَّة وَ الْمَآثِرالبَاقِريَّةِ وَ الْآثَارِ الْجَعْفَرِيَّة وَ الْعُلُوم‏ الكَاظِميَّة وَ الْحُجَج

الرَّضَوِيَّة َو الشُّرُوع الْمُحَمَّدِيَّة وَ الْقَضَايَا الْعَلَوِيَّة وَ الْهَيْبَة العَسكَريَّة الْقَائِمُ بِالْحَق وَ الدَّاعِي إِلَى إِلَى

الصِّدْق الْإِمَام‏أَبِي الْقَاسِم‏الْوَلِي الْمُنْتَظَرُ الْمَهْدِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي ع اللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَه ُوَ

أَوْسِعْ مَنْهَجَه وَ امْلَأْ بِهِ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطا وَ أَمَاناً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً وَ عُدْوَانا وَ اجْعَلْه مُظَفَّر

الْأَلْوِيَة وَ الْأَعْلَام مَمْدُود الظِّلَال‏عَلَى الْخَاصِّ وَ الْعَام مُسْتَوْلِيا عَلَى الْإِيرَاد و الْإِصْدَار مَخْدُوماً بِأَيْدِ

الْأَقْضِيَة


وَ الْأَقْدَارِ وَ تَجْعَل‏أَعْدَاءَه حَصَائِد سُيُوفِهِ وَ رَهَائِنَ خُطُوب الدَهْر و صُروفه وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِين




منبع :  sahebazaman.blogfa.com

:: شما در حال مشاهده این مطلب هستید: صلوات مخصوص آقا
نویسنده : سرباز امام زمان (عج)
تاریخ : شنبه 15 مرداد1390
زمان : 11:49 قبل از ظهر
دعای عهد
|

بسم الله الرحمن الرحیم






اَللّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظیمِ، وَ رَبَّ الْکُرْسِىِّ الرَّفیعِ، وَ رَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ، وَ مُنْزِلَ التَّوْراةِ وَالْإِنْجیلِ وَالزَّبُورِ،

و
 رَبَّ الظِّلِّ وَ

الْحَرُورِ، وَ مُنْزِلَ الْقُرْآنِ الْعَظیمِ، وَ رَبَّ الْمَلائِکَةِ الْمُقَرَّبینَ، وَالْأَنْبِیاءِ وَالْمُرْسَلینَ اَللّهُمَّ إِنّى أَسْأَلُکَ

بوَجْهِکَ الْکَریمِ، وَ بِنُورِ وَجْهِکَ الْمُنیرِ، وَ مُلْکِکَ الْقَدیمِ، یا حَىُّ یا قَیُّومُ، أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذى أَشْرَقَتْ

به السَّمواتُ وَالْأَرَضُونَ، وَ بِاسْمِکَ الَّذى یَصْلَحُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَالْآخِرُونَ، یا حَیّاً قَبْلَ کُلِّ حَىٍّ، وَ یا حَیّاً بَعْدَ

کُلِّ حَىٍّ، وَ یا حَیّاً حینَ لا حَىَّ، یا مُحْیِىَ الْمَوْتى، وَ مُمیتَ الْأَحْیاءِ، یا حَىُّ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ.

اَللّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلانَا الْإِمامَ الْهادِىَ الْمَهْدِىَّ الْقائِمَ بِأَمْرِکَ، صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ الطّاهِرینَ، عَنْ

جَمیعِ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ فى مَشارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغارِبِها، سَهْلِها وَ جَبَلِها، وَ بَرِّها وَ بَحْرِها، وَ عَنّى وَ

عَنْ والِدَىَّ مِنَ الصَّلَواتِ زِنَةَ عَرْشِ اللَّهِ، وَ مِدادَ کَلِماتِهِ، وَ ما أَحْصاهُ عِلْمُهُ، وَ أَحاطَ بِهِ کِتابُهُ. أَللّهُمِّ

إِنّى أُجَدِّدُ لَهُ فى صَبیحَةِ یَوْمى هذا، وَ ما عِشْتُ مِنْ أَیّامى عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَیْعَةً لَهُ فى عُنُقى، لا

أَحُولُ عَنْها، وَ لا أَزُولُ أَبَداً. اَللّهُمَّ اجْعَلْنى مِنْ أَنْصارِهِ وَ أَعَوانِهِ، وَالذّابّینَ عَنْهُ، وَالْمُسارِعینَ إِلَیْهِ فى

قَضاءِ حَوائِجِهِ، وَالْمُمْتَثِلینَ لِأَوامِرِهِ، وَالْمُحامینَ عَنْهُ، وَالسّابِقینَ إِلى إِرادَتِهِ، وَالْمُسْتَشْهَدینَ بَیْنَ

یَدَیْهِ.

اَللّهُمَّ إِنْ حالَ بَیْنى وَ بَیْنَهُ الْمَوْتُ الَّذى جَعَلْتَهُ عَلى عِبادِکَ حَتْماً مَقْضِیّاً، فَأَخْرِجْنى مِنْ قَبْرى مُؤْتَزِراً

کَفَنى، شاهِراً سَیْفى، مُجَرِّداً قَناتى، مُلَبِّیاً دَعْوَةَ الدّاعى فِى الْحاضِرِ وَالْبادى. اَللّهُمَّ أَرِنِى الطَّلْعَةَ

الرَّشیدَةَ وَالْغُرَّةَ الْحَمیدَةَ، وَاکْحَُلْ ناظِرى بِنَظْرَةٍ مِنّى إِلَیْهِ، وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ، وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ، وَ أَوْسِعْ

مَنْهَجَهُ، وَاسْلُکْ بى مَحَجَّتَهُ، وَ أَنْفِذْ أَمْرَهُ، وَاشْدُدْ أَزْرَهُ، وَاعْمُرِ اللّهُمَّ بِهِ بِلادَکَ ، وَ أَحْىِ بِهِ عِبادَکَ،

فَإِنَّکَ قُلْتَ وَ قَوْلُکَ الْحَقُّ: ظَهَرَ الْفَسادُ فِى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِى النّاسِ، فَأَظْهِرِ اللّهُمَّ لَنا

وَلِیَّکَ وَابْنَ بِنْتِ نَبِیِّکَ الْمُسَمّى بِاسْمِ رَسُولِکَ

حَتّى لا یَظْفَرَ بِشَىْءٍ مِنَ الْباطِلِ إِلّا مَزَّقَهُ، وَ یُحِقَّ الْحَقَّ وَ یُحَقِّقَهُ، وَاجْعَلْهُ اللّهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ

عِبادِکَ وَ ناصِراً لِمَنْ لا یَجِدُ لَهُ ناصِراً غَیْرَکَ، وَ مُجَدِّداً لِما عُطِّلَ مِنْ أَحْکامِ کِتابِکَ، وَ مُشَیِّداً لِما وَرَدَ مِنْ

أَعْلامِ دینِکَ، وَ سُنَنِ نَبِیِّکَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، وَاجْعَلْهُ اللّهُمَّ مِمَّنْ حَصَّنْتَهُ مِنْ بَأْسِ الْمُعْتَدینَ،

اَللّهُمَّ وَ سُرَّ نَبِیَّکَ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بِرُؤْیَتِهِ، وَ مَنْ تَبِعَهُ عَلى دَعْوَتِهِ، وَارْحَمِ اسْتِکانَتَنا

بَعْدَهُ ، اللّهُمَّ اکْشِفْ هذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هذِهِ الْأُمَّةِ بِحُضُورِهِ، وَ عَجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ، إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعیداً وَ

نَراهُ قَریباً، بِرَحْمَتِکَ یا أَرْحَمَ الرّاحِمینَ.





اَلْعَجَلَ، اَلْعَجَلَ؛ یا مَولای یا صاحِبَ الزَّمانِ

اَلْعَجَلَ، اَلْعَجَلَ؛ یا مَولای یا صاحِبَ الزَّمانِ

اَلْعَجَلَ، اَلْعَجَلَ؛ یا مَولای یا صاحِبَ الزَّمانِ





منبع : doayeahd.persianblog.ir


:: شما در حال مشاهده این مطلب هستید: دعای عهد
نویسنده : سرباز امام زمان (عج)
تاریخ : شنبه 15 مرداد1390
زمان : 11:39 قبل از ظهر
فایل دریافتی
|

راه های یاری امام زمان (عج)



منبع : کانون کفت و گوی قرآنی


:: شما در حال مشاهده این مطلب هستید: فایل دریافتی
:: برچسب‌ها: فایل دریافتی
نویسنده : سرباز امام زمان (عج)
تاریخ : شنبه 8 مرداد1390
زمان : 7:37 بعد از ظهر
دعای الهی عظم البلاء
| | ادامه مطلب...

کفعمى در بلد الأمین فرموده این دعاء حضرت صاحب‏الأمرعلیه السلام است
که‏تعلیم فرمود آنرا به شخصى که محبوس بود پس خلاص‏شد:

ا
ِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَبَرِحَ الْخَفآءُ وَانْکَشَفَ الْغِطآءُ وَانْقَطَعَ الرَّجآءُ
خدایا بلاء عظیم گشته و درون آشکار شد و پرده از کارها برداشته شد و امید قطع شد
وَضاقَتِ الْأَرْضُ وَمُنِعَتِ السَّمآءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ
و زمین تنگ شد و از ریزش رحمت آسمان جلوگیرى شد و تویى یاور و شکوه بسوى تو است
الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى
و اعتماد و تکیه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدایا درود فرست بر
مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الْأَمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ
محمد و آل محمد آن زمامدارانى که پیرویشان را بر ما واجب کردى و بدین سبب مقام
وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَریباً کَلَمْحِ
و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ایشان به ما گشایشى ده فورى و نزدیک مانند
الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى
چشم بر هم زدن یا نزدیکتر اى محمد اى على اى على اى محمد مرا کفایت کنید
فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ
که شمایید کفایت‏کننده‏ام و مرا یارى کنید که شمایید یاور من اى سرور ما اى صاحب
الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السَّاعَةَ
الزمان فریاد، فریاد، فریاد، دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا همین ساعت
السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ بِحَقِّ
همین ساعت هم‏اکنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترین مهربانان به حق
مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرینَ ×



می توانی تصویر همین  دعا را از ادامه مطلب دریافت کنید.
التماس دعا


منبع  : کانون گفت و گوی قرآنی



:: شما در حال مشاهده این مطلب هستید: دعای الهی عظم البلاء
نویسنده : سرباز امام زمان (عج)
تاریخ : شنبه 8 مرداد1390
زمان : 7:16 بعد از ظهر
فهرست فرقه های اسلامی
|



اباحیه

اباضیه

ابراهیمیه

احمدیه

اسماعیلیه

اسواریه

اشاعره

اهل حدیث

اهل حق

اهل سنت

بابکیه

باقریه

براهمه

برغوثیه

برقعیه

برکوکیه

بسلمیه

بقلیه

بکریه

بومسلمیه

تناسخیه

ثنویه

جارودیه

جبریه

جریریه

جنبلاطیه

جهمیه

جواربیه

جوالیقیه

حبشیه

حربیه

حروریه

حروفیه

حسنیه

حسینیه

حشویه

حلمانیه

حلویه

حماریه

حنابله

حنفیه

خداشیه

خرمدینیه

خشبیه

خوارج

دروزیه

دونمه

دیوبندیه

رافضیه

راوندیه

رفاعیه

زنادقه

زیدیه

سبائیه

سبطیه

سلفیه

شافعیه

شعوبیه

شیخیه

شیعه

طحاویه

ظاهریه

عثمانیه

عدلیه

عزمیه

علویه

عیساویه

غلات شیعه

فاضلیه

قادیانیه

قدریه

قرامطه

قزلباشیه

گنوسیه

کرامیه

کیسانیه

ماتریدیه

مالکیه

محکمه

مرجئه

مشبهه

مشعشعیان

مطرفیه

معتزله

معدومیه

معطله

مفوضه

منصوریه

مهدویان

مهلبیه

نصیریه

نقطویه

واقفیه

وهابیت

یزیدیه



منبع :  ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

:: شما در حال مشاهده این مطلب هستید: فهرست فرقه های اسلامی
نویسنده : سرباز امام زمان (عج)
تاریخ : پنجشنبه 6 مرداد1390
زمان : 9:7 قبل از ظهر
آشنایی با فرقه وهابیت
|

چگونگی شکل گیری فرقه وهابیت

عوامل شکل گیری فرقه وهابیت مانند برخی از فرقه‌های دیگر، ریشه در مبانی و عملکرد رهبران و بنیانگذاران آن دارد بر این اساس لازم است مبانی و عملکرد بنیانگذار این فرقه بررسی شود.این فرقه منسوب به "محمد بن عبدالوهاب" از مردم "نجد" است که در سال 1115 هجری قمری در شهر عُیینه متولد شد که پدرش در آن شهر قاضی بود. وی از کودکی به مطالعه کتاب‌های تفسیر و عقاید و حدیث سخت علاقه داشت و فقه حنبلی را نزد پدر خود که از علمای حنبلی بود آموخت. محمد بن عبدالوهاب از آغاز جوانی، بسیاری از اعمال مذهبی مردم "نجد" را زشت می شمرد. او در سفری که به زیارت خانه خدا رفته بود، بعد از انجام مناسک حج به "مدینه" رفت و در آن جا توسل مردم به پیامبر را که نزد قبر حضرت انجام می دادند، انکار کرد سپس به "نجد" مراجعت کرد و از آن جا به بصره رفت و مدتی در آن شهر ماند و با بسیاری از اعمال مردم آن شهر نیز مخالفت کرد.
مردم بصره وی را از شهر خود بیرون کردند. در این هنگام که 1139 هجری بود، پدرش عبدالوهاب از "عیینه" به "حریمله" انتقال یافت. وی با پدرش همراه شد و کتاب‌هایی را نزد پدر فرا گرفت و به انکار عقاید مردم "نجد" پرداخت به این مناسبت میان او و پدرش نزاع و جدال در گرفت همچنین بین او و مردم "نجد" منازعات سختی رخ داد و این امر چند سال دوام یافت تا اینکه پدرش "عبدالوهاب" در سال 1153 از دنیا رفت. وی پس از مرگ پدر به اظهار عقاید خود پرداخت و قسمتی از اعمال مذهبی مردم را انکار کرد. جمعی از مردم حریمله از وی پیروی کردند و کار وی شهرت یافت. وی از شهر حریمله به شهر عینیه رفت. رییس شهر عیینه در آن وقت عثمان بن حمد بود. عثمان عقاید شیخ را پذیرفت و او را گرامیداشت و قول داد که وی را یاری کند. شیخ محمد نیز اظهار امیدواری کرد که همه اهل نجد از عثمان بن حمد حمایت کنند.
خبر دعوت شیخ محمد و کارهای او به امیر احسا رسید. وی نامه ای برای عثمان نوشت که سرانجام عثمان عذر شیخ را خواست و او را از شهر بیرون کرد. شیخ در سال 1160 پس از آن که از عیینه بیرون رانده شد، رهسپار درعیه از شهر‌های معروف نجد شد. در آن وقت امیر درعیه، محمد بن مسعود جدّ آل سعود بود. وی به دیدن شیخ محمد رفت و به وی عزت و نیکی را بشارت داد. شیخ محمد نیز غلبه و قدرت محمد بن سعود را بر همه بلاد نجد بشارت داد بدین ترتیب ارتباط میان آن دو شکل گرفت. حمایت محمد بن سعود از شیخ محمد موجب شد که وی بر عقاید و افکار خود پافشاری کند. هر کدام از مسلمانان که از عقاید وی پیروی نمی کردند، کافر محسوب می شدند و برای جان و مال و ناموس آنان ارزشی قایل نبود.
جنگ‌هایی که وهابیان در نجد و خارج از آن از قبیل یمن و حجاز و اطراف سوریه و عراق می کردند بر همین پایه قرار داشت. هر شهری که با جنگ و غلبه بر آن دست می یافتند برای آن‌ها حلال بود. کسانی که با عقاید او موافقت می کردند باید با وی بیعت کنند و اگر کسانی به مقابله بر می خاستند باید کشته شوند و اموالشان تقسیم می شد. طبق این رویه مثلاً از اهالی یک قریه به نام فصول در شهر احسا سیصد مرد را به قتل رساندند و اموالشان را به غارت بردند!
سرانجام شیخ محمد بن عبدالوهاب در سال 1206 درگذشت و پس از وی پیروان او به همین روش ادامه دادند مثلاً در سال 1216 امیر سعود سپاهی مرکّب از بیست هزار را مجهز کرد و به کربلا حمله ور شدند. سپاه وهابی جنایات بسیاری در شهر کربلا انجام دادند، از جمله پنج هزار تن و یا بیشتر را به قتل رساندند
آیین وهابیت بر اساس عملکرد، عقاید و باورهای شیخ محمد بن عبدالوهاب شکل گرفت. امروزه نیز این فرقه بر عقاید شیخ محمد و دیگر رهبران آن پافشاری می کردند.




عقاید وهابیت

فرقه وهابیه مبتنی بر اصول و عقایدی است که به بعضی اشاره می شود، وهابی‌ها معتقدند که هیچ انسانی نه موحد است و نه مسلمان مگر این که اموری را ترک کند به هیچ یک از رسولان و اولیا توسّل نجوید. هر کس اقدام به این کار کند، مشرک می باشد* از این رو وهابیان زیارت قبر پیامبر و ائمه(ع) را جایز نمی دانند و معتقدند هر کس از پیامبرطلب شفاعت کند، مانند این است که از بت‌ها شفاعت خواسته است.
از مسایل دیگری که وهابیان دربارة آن حساسیت خاصی دارند، تعمیر قبور و ساختن بنا روی قبر پیامبر و اولیای الهی و صالحان است. برای نخستین بار این مسئله را "ابن تیمیه" و شاگرد معروف او "ابی القیم" عنوان کرد و بر تحریم ساختن بنا و لزوم ویرانی آن فتوا داده اند بر همین اساس سعودی‌ها هنگامی که در سال 1344 هجری بر مکه و مدینه و اطراف آن تسلط پیدا کردند، به فکر افتادند که برای تخریب مشاهد و آثار خاندان رسالت و صحابه پیامبر مستمسکی به دست آورند و اقدام کنند.
وهابیان بر این باورند که مسلمانان در طی قرون از آیین اسلام منحرف شده اند و در دین خدا بدعت‌هایی نهاده اند که با شرع اسلام مخالف است بر این اساس باید از اصولی که پیامبر(ص) تعیین کرده است، پیروی کرد بنابر عقاید وهابیان، هیچ کس حق ندارد به رسول خدا سوگند یاد کند و از الفاظی مانند: به حق محمد استفاده کند* زیرا قسم خوردن به دیگران و درخواست حاجت از غیر خداوند با آیات قرآن منافات دارد: "فلا تدعوا مع الله احداً".*


وهابیون به جنگ با دیگر فرقه‌ها و مذاهب اسلامی معتقد هستند و مدعی اند باید به آیین وهابیت در آیند یا جزیه دهند از این رو همیشه مسلمانان دیگر را به کفر متهم نموده، اموال و نوامیس بقیه را حلال می دانند. آنان می گویند که هر کس مرتکب گناه کبیره شود، کافر است.*
وهابیان در ادامه راه اهل سنت به مخالفت با تشیع پرداختند که این مخالفت شدیدتر بود. آنها گذشته از اختلاف با احکام و مسایل فرعی حتی از نظر اصولی و فکری نیز با تشیع مخالف بودند. آنها ازدوستی با اهل بیت (ع) دم میزدند ولی مدعی بودند که در این راه غلو نمی کنند . گرچه آرامگاه امامان شیعه در مدینه اولین جائی بود که توسط آنها ویران شد. آنها شیعیان را از هم تفکیک نمی کردند و همه فرق شیعه را یکی می دانستند این در حالی است که خود شیعه امامیه افراط و تفریط های نظری و عملی برخی دیگر از فرق شیعه و جریان های منحط و منفی تصوف و عرفان را قبول ندارد و حتی شیعیان غلوکننده در این مسیرها را خارج از تشیع می داند. روش وهابیان در برخورد با تشیع بیشتر بر پایه جعل٬ دروغ و تهمت است و در این مخالفت ها مواضع فکری و اصولی مهمی که قابل مقایسه با مکتب و اصول شیعی باشد را نداشته اند.




الا لعنت الله علی قوم الظالمین ...



منبع :
پایگاه اطلاع رسانی آوای امین
موسسه مهد قرآن




:: شما در حال مشاهده این مطلب هستید: فرقه وهابیت
نویسنده : سرباز امام زمان (عج)
تاریخ : پنجشنبه 6 مرداد1390
زمان : 9:1 قبل از ظهر
انجمن حجتیه
|

انجمن حجتیه را برخی ساخته دست استعمار می‌دانند و برخی دیگر، آن را برآیند توطئه استعمار در آفرینش بهائیت دانسته‌اند. هنگامی که مردم ایران درگیر مبارزه با ظلم شاه بودند، اعضای این انجمن، وقتشان را صرف راهنمایی بهائیان می‌کردند و خودشان را از جریان انقلاب دور نگاه می‌داشتند ...

چکیده
روحانیان در جامعه ایران، به ویژه از هنگام تحریم استعمال توتون و تنباکو، نقش و جایگاه ارزنده‌ای داشته‌اند. آنان همواره تلاش کرده‌اند تا در برابر حکومت‌های ستمگر و نفوذ استعمار بایستند و مانع اجزای اهداف شوم و غارتگرانه بیگانگان شوند. از این رو، استعمارگران نیز بیکار ننشسته و برای اینکه جلو روحانیان را بگیرند. از راه دین وارد شدند. یکی از این راه‌ها، فرقه‌سازی و تفرقه‌افکنی میان مسلمان بوده و هست.
انجمن حجتیه را نیز برخی ساخته دست استعمار می‌دانند و برخی دیگر، آن را برآیند توطئه استعمار در آفرینش بهائیت دانسته‌اند. هنگامی که مردم ایران درگیر مبارزه با ظلم شاه بودند، اعضای این انجمن، وقتشان را صرف راهنمایی بهائیان می‌کردند و خودشان را از جریان انقلاب دور نگاه می‌داشتند.
این مقاله در نظر دارد فعالیت‌های انجمن حجتیه را پیش و پس از انقلاب اسلامی مورد بررسی قرار دهد و واکنش امام خمینی را در برابر این جریان بازگو کند.
واژگان کلیدی: انجمن حجتیه، بهائیت، کمونیسم، انقلاب اسلامی، امام خمینی.


* * *
اسلام در تاریخ معاصر ایران نقش مهمی در صحنه سیاسی ایران داشته است. حکم تحریم استعمال تنباکو و توتون توسط میرزای شیرازی که این قرارداد بیش از 54 روز دوام نیاورد و تحت فشار علما، شاه بالاجبار قرارداد را لغو کرد و نقش بی‌بدیل روحانیت شیعه در انقلاب مشروطیت که عمل به اسلام و اجرای عدالت را خواستار بودند، خشم استبداد و استعمار را برانگیخت. بی‌تردید بدون حضور علمای شیعه، بسیج مردم جهت مقابله با استعمار و استبداد به سرانجام نمی‌رسید و اگر در پایان هم به استیلا رضاخانی ختم شد به دلیل آن بود که علما و روحانیان را کنار گذاشتند و شیخ فضل‌الله نوری، اعلم علمای تهران را به شهادت رسانیدند.(1)


سلطه تاریخی بیگانگان در ایران و وابسته دانستن رضاشاه به این سلطه توسط نیروهای مذهبی و اشغال ایران توسط متفقین موجی از احساسات ضدبیگانه را در ایران به ویژه بین قشرهای مذهبی به وجود آورد. روحانیت سیاسی با نمایندگی آیت‌الله کاشانی توانست این احساسات را به یک حرکت ضداستعماری تبدیل کند. این حرکت خصوصاً استعمار انگلیس را که نزدیک به نیم‌قرن ذخایر ملی ایران را به یغما می‌برد، هدف قرار داد. فتواهای پی در پی مراجع و علما، بسیج توده‌های مذهبی توسط آیت‌الله کاشانی، عملیات کوبنده فدائیان اسلام، مهم‌ترین نقش را در نهضت ملی شدن نفت ایفا کرد.(2) و بالاخره نهضتی که امام خمینی(س) در سال 1341 آغاز کرد و در سال 1357 به اوج خود رسید و به یک انقلاب تمام عیار تبدیل شد، موجب گردید که در سال 1357 مردم ایران، شهری و روستایی طبقه متوسط و مستضعف، دانشگاهی و حوزوی، کارگر و کشاورز، بازاری و کارمند، مرد و زن، پسر و دختر، پیر و جوان و همه اقشار ایران به ندای امام خمینی(س) پاسخ گویند و یک پارچه شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی را فریاد زنند.(3) استعمار برای در هم پاشیدن و متلاشی کردن حوزه‌های دینی و مرجعیت مذهبی غیر از ایجاد احساس تنفر و حقارت نسبت به ارزش‌های فرهنگی و دینی و ضد ترقی و پیشرفت جلوه دادن سنت‌ها و شعائر دینی به مهم‌ترین عملی که دست یازید، به وجود آوردن حساسیت‌های داخلی و جنگ‌های زرگری و اختلافات فرقه‌ای شدید بود تا با مشغول کردن اذهان مردم به مسائل انحرافی، آنها را از دشمن و خطر توطئه‌اش غافل سازند. از طرف دیگر، استعمارگران برای تضعیف نفوذ و از بین بردن رهبران و روحانیان متعهد و آگاه درصدد برآمدند که جهت مقابله با اینان، رهبران و سردمداران روحانی‌نما را روی کار بیاورند و تلاش کردند با ساختن فرقه‌ها و مسلک‌های قلابی و استعماری از یک طرف حکومت‌ها و رژیم‌های دست‌نشاندة خود را سرپا نگه دارند و از طرف دیگر با ایجاد تفرقه و چند دستگی بین مسلمین، اساس فکری و مذهبی آنان را ضعیف و سست کنند تا ذهن، فکر و اندیشه مردم به خصوص جوانان این جوامع مذهبی را از سیاست و حکومت و دخالت در اداره مملکت دور نگه دارند به طوری که دخالت دین و مذهب در امور سیاست و اداره مملکت امری مکروه و حتی حرام نشان داده شود تا بیشتر و آسوده‌تر بتوانند بر مقدرات این کشورها حاکم و از منابع و ذخایر این کشورها منافع خود را تأمین کنند.(4) حتی اگر انجمن حجتیه ساخته و پرداخته استعمار و استبداد نباشد اما عملاً در جهت منافع آنها حرکت کرده است. با توجه به ندای امام خمینی(س) در خصوص خطر مقدس‌نماهای بی‌شعور و طرفداران جدایی دین از سیاست و با توجه به اینکه هم‌اکنون نظام سلطه جهانی تلاش می‌کند با کمک این مقدس‌نماهای متحجر، علاوه بر گسترش اندیشه جدایی دین از سیاست، اختلافات مذهبی را دامن بزند و نیز با توجه به این که مراکز قدرت شیطانی تلاش می‌کنند به فرزندان راستین خمینی کبیر و یاوران خامنه‌ای عزیز، به دلیل عشق به امام زمان(عج) انگ انجمنی بزنند لازم است به کالبدشکافی این جریان بپردازیم. لذا در این مقاله سعی داریم به سئوالات زیر پاسخ گوییم:
1. انجمن حجتیه چگونه شکل گرفت و چه عملکردی داشت؟
2. ابعاد فکری و اعتقادی انجمن حجتیه چیست؟
3. آخرین تحرکات انجمن حجتیه چه بود؟
4. آیا دولت نهم دنباله‌رو انجمن حجتیه است؟


شکل‌گیری انجمن حجتیه


نام کامل انجمن حجتیه که به انجمن ضدبهائیت نیز مشهور بوده، «انجمن خیریه حجتیه مهدویه» است. این انجمن مقارن با کودتای آمریکایی 28 مرداد 1332 تأسیس شد. مؤسس این گروه آقای شیخ‌محمود ذاکرزادة تولایی است که به نام شیخ محمود حلبی شناخته شده بود. وی تا پیش از کودتا هر روز برنامه‌های سخنرانی در رادیو مشهد داشت.(5)
در خصوص علت و هدف تشکیل انجمن نظرات مختلفی وجود دارد. برخی بر این عقیده‌اند که در سالهای پیش از 28 مرداد 1332 که تبلیغات وسیعی برای انحراف افکار عمومی توسط بهائیت به ویژه علیه روحانیت و حوزه‌ها راه افتاد آقای حلبی که در حوزه مشهد درس می‌خواند و استاد وی میرزامهدی اصفهانی – که علاقه خاصی به امام زمان(عج) داشته – به همراه طلبه دیگری به نام سیدعباس علوی توسط یک مبلغ بهائی به بهائیت دعوت می‌شوند. این افراد چند ماهی از وقت خود را برای مطالعه بهائیت صرف می‌کنند. سیدعباس علوی به خاطر زمینه‌های دنیوی و شهوانی که احتمالاً بهائیت در اختیارش می‌گذارد می‌لغزد و بهائی می‌شود و به عنوان یکی از مبلغان بزرگ بهائیت کتاب‌هایی هم در اثبات آن می‌نویسد. آقای حلبی با مشاهده این مسئله بهائیت را خطر بزرگی تشخیص می‌دهد و با برقراری تماس با افراد گول‌خورده از بهائیت، به جلسات تبلیغی آنان راه یافته، با آنها به مناظره و مباحثه می‌پردازد. سپس آقای حلبی به تهران آمده و جذب نیرو می‌کند و اطلاعات و تجربیات خود را منتقل می‌نماید. چون بهائیت مثل مساجد ما علنی و با پرچم فعالیت می‌کردند و خطر آنها نزد علما منعکس شده بود، پس از یک سری موفقیت‌ها، آقای حلبی و دوستانش مورد حمایت علما قرار گرفتند و علما اجازه استفاده از سهم امام را نیز به آنها دادند.(6)


نظر دومی که در خصوص تشکیل انجمن وجود دارد مربوط به خود انجمنی‌ها است. آنها معتقدند آقای حلبی رئیس انجمن مدعی شده که در سالهای 32 خواب دیده است که امام زمان به وی امر فرموده‌اند که گروهی را برای مبارزه با بهائیت تشکیل بدهد. نظر دیگر حاکی از آن است که پس از بروز اختلاف بین آیت‌الله کاشانی و مصدق و شکست نهضت ملی نفت همزمان تبلیغات بهایت نضج گرفت و گروهی را که در بینشان طلبه نیز بود از جمله هم حجره‌ای آقای حلبی را جذب کردند. لذا بهائیت در ذهن شیخ محمود حلبی بزرگ جلوه‌گر شد و به این نتیجه رسید که باید سیاست را ول کرد و دست به انجام اقدامات فرهنگی زد. به علت شکست نهضت نوعی یأس بر جامعه حاکم شد و عده‌ای که به دنبال جریانی می‌گشتند تا با وصل شدن به آن، یأس و بریدگی خود را توجیه ایدئولوژیکی و سیاسی کنند، به این جریان پیوستند. گروهی دیگر برآنند که استعمار همواره یک قسمت از سیاست‌هایش فرقه‌سازی بوده و برای مطرح کردن، بالا کشیدن و رشد دادن آن فرقه دست به ایجاد یک ضدفرقه نیز می‌زده است و مسئله انجمن بهائیت و انجمن ضدبهائیت نیز مشمول این سیاست می‌باشد.(7)
گذشته از علت شکل‌گیری انجمن حجتیه آنچه که با قاطعیت می‌توان گفت این است که انجمن برخلاف حرکت اسلام سیاسی و انقلابی حرکت کرده و با جدایی دین از سیاست نیروی خود را مصروف عوامل فرعی کرده از مبارزه با اصل و ریشه فساد غافل ماند و به همین جهت مورد استقبال دربار قرار گرفت.
به هر ترتیب آقای حلبی به تشکیلات خود رسمیت داد و نهایتاً در سال 1336 آن را به نام انجمن حجتیه مهدویه به ثبت رساند. این انجمن دارای یک هیأت مدیره بود که فعالیت‌های انجمن زیرنظر این هیأت مدیره انجام می‌گرفت. شیخ محمودحلبی ریاست هیأت مدیره را بر عهده داشت و اعضای این هیأت مدیره عبارت بودند از:
حاج‌سیدرضا رسول، سیدحسن سجاید، محمدحسین غلامحسین، حاج محمدتقی تاجر(8)


اساس‌نامه انجمن دارای یک فصل، دو ماده، هشت بند و دو تبصره بود؛(9) تبصره یک عبارت است از اینکه، هدف انجمن تا ظهور قائم موعود غیرقابل تغییر است. در تبصره دو آمده است: «انجمن به هیچ‌وجه در امور سیاسی مداخله نخواهد داشت و نیز مسئولیت هرنوع دخالتی را در زمینه سیاسی که از طرف افراد منتسب به انجمن صورت گیرد بر عهده نخواهد داشت.»(10)
انجمن حجتیه به زودی موفق شد در اکثر شهرهای ایران گروه‌هایی را سازمان بدهد و از تهران فعالیت آنها را هدایت کند. از آنجا که هر نوع فعالیت سیاسی از طرف اعضای انجمن ممنوع بود عملاً حمایت دستگاه امنیتی دوره حکومت محمدرضاشاه را به خود جلب کرده بودند. آقا علی‌اکبر پرورش از فعالان اولیه و سابق انجمن حجتیه می‌گوید: «از برادران و خواهران انجمن نوشته می‌گرفتند که در امور سیاسی دخالت نکنند و انجمن شدیداً از درگیر شدن با مسائل سیاسی اجتناب می‌کرد.» به دلیل گرفتن تعهد کتبی مبنی بر عدم مبارزه و عدم دخالت در امور سیاسی از اعضا بود که انجمن، نه تنها کوچک‌ترین تهدیدی از جانب رژیم منحوس پهلوی نشد بلکه بعضاً مورد حمایت آنان نیز قرار گرفت. از طرف دیگر چون متظاهر به مذهب و مطیع مرجعیت هم بود نزد روحانیان هم توانست مشروعیت لازم جهت حمایت را کسب کند.(11) حد اعتماد دستگاه امنیت رژیم شاه به آقای حلبی در سند زیر آشکار می‌شود.
رئیس واحد اطلاعات دستگاه امنیت دستور می‌دهد که هراقدام نسبت به گروه حجتیه با نظر آقای حلبی باشد:


پیرو نامه شماره 20171/12525-17/1/36 سازمان اطلاعات و امنیت تهران خواهشمند است دستور فرمایید از هرگونه اقدام و نظراتی که نسبت به اعضای پنج نفر یادشدگان در نامه پیروی مذکور به عمل خواهند آورد، این واحد را نیز آگاه سازند. ضمناً چون تجمع نامبردگان جنبه ضدیت با مسلک بهایی را دارد و برابر اطلاع حاج شیخ‌محمود ذاکرزاده تولایی معروف به حلبی از گردانندگان این جلسه با بخش 21 سازمان اطلاعات و امنیت تهران همکاری‌هایی دارد اصلح است هرگونه اطلاعی در مورد جلسه متشکله را قبل از احضار بقیه از مشارالیه استفسار نمایند.
رئیس واحد اطلاعاتی کمیته مشترک ضدخرابکاری، ناصری 23/1/36(12)

با این سند، همکاری دستگاه امنیتی ایران و گروه حجتیه به خوبی آشکار می‌شود. سند دیگری که در زیر ذکر می‌شود گویای آن است که هرگاه افرادی، از روی بی‌اطلاعی از روابط انجمن با دستگاه امنیت اقداماتی علیه برخی از فعالان حجتیه انجام داده‌اند مورد توبیخ دستگاه امنیت و رئیس آن قرار می‌گیرند:
درباره شیخ محمود تولایی برابر اظهار نامبرده بالا آقای محمود صالحی نماینده انجمن مباحثه و ارشاد بهائیان به دین اسلام از طریق آن ساواک احضار و توضیحاتی در مورد انجمن مذکور از وی خواسته شده و با آنکه مشارالیه صراحتاً اعتراف نموده که کلیه سوابق امر توسط گردانندگان انجمن در مرکز در اختیار ساواک قرار گرفته معهذا مرتباً به عناوین مختلف اظهار و مورد بازرسی قرار گرفته است. خواهشمند است دستور فرمایید چگونگی و علت احضار نماینده انجمن فوق‌الذکر را اعلام دارد.
مدیرکل اداره سوم – مقدم(13)
اسناد فوق نشان می‌دهد که تا چه اندازه روابط انجمن با دستگاه امنیتی شاه نزدیک بوده است. بدون تردید اگر آنها کوچک‌ترین خطری احساس می‌‌کردند با شدت با انجمن حجتیه برخورد می‌کردند در صورتی که دستگاه امنیتی خود به حمایت و تشویق آنها پرداخته است. علی‌اکبر پرورش درباره عکس‌العمل دستگاه امنیت از استعفای خود از انجمن حجتیه می‌گوید:
وقتی ساواک متوجه شده بود که من از انجمن کمار رفته‌ام همین نادری [از مسئولان عالی‌رتبه دستگاه امنیت] ملعون ما را خواست و خیلی فحاشی کرد و گفت چرا دیگر در انجمن نیستی.(14)
دستگاه امنیتی می‌دید افراد مذهبی که از انجمن جدا می‌شدند به سوی نیروهای انقلابی و ضدرژیم می‌روند، لذا انجمن محلی برای جذب نیروهای مذهبی بود.


عملکرد انجمن حجتیه قبل از انقلاب


طرح مسائل انحرافی و خرافات یکی از مهم‌ترین عملکردهای انجمن حجتیه، قبل از انقلاب است. مهم‌ترین و آشکارترین فعالیت انجمن، قبل از انقلاب، مبارزه با بهائیت بود. مبارزه با بهائیت فلسفه وجودی انجمن را شکل می‌داد؛ این مبارزه تنها در بعد فکری، انجام می‌گرفت و انجمن وارد فاز سیاسی و اقتصادی نمی‌شد. در حالی که بهائیت یک پدیده کاملاً سیاسی و شبه جاسوسی بود و متقابلاً یکی از راه‌های مبارزه با آن، برخورد سیاسی بود. از آنجا که انجمن سیاست را نفی می‌‌کرد با این ویژگی بهائیت درگیر نشد و فقط از پایگاه ایدئولوژیک به نقادی آن می‌پرداخت. به همین خاطر هنگامی که با هویدا نخست‌وزیر معدوم شاه، دکتر ایادی، دکتر ثابتی، یا هژبر یزدانی و غیره که از مسئولان و متنفذان حکومت استبداد بودند برخورد می‌کرد، با وجودی که بهائی بودند، انجمن ضدبهائی باز هم به دیده بی‌تفاوتی به آنان می‌نگریست زیرا درگیری با آنان اگر چه بهائی بودند جنبه سیاسی پیدا می‌کرد نه ایدئولوژیک و چون انجمن باید تنها با مبلغان بهائیت به مبارزه برمی‌خاست دیگر کاری به کار آنها نداشت.(15) شهید رجایی می‌فرماید: «آن موقعی که برادران و خواهران‌مان زیر شکنجه فریاد می‌کشیدند اینها می‌رفتند ثابت کنند که بهائیت بر حق است یا باطل و دقیقاً در مقابل مبارزه قرار می‌گرفتند.»(16) استاد شهید هاشمی‌نژاد در این رابطه می‌فرماید:
تعدادی از رهبرانشان (رهبران انجمن حجتیه) چنان بهائیت را بزرگ می‌کردند که انگار در این مملکت خطر، بهائیت است. در حالی که ما معتقد بودیم یعنی خط انقلاب معتقد بود که بهائیت شاخه‌ای از شاخه‌های استعمار، معلولی است ما باید سراغ علت برویم.(17)


در واقع، عملکرد انجمن حجتیه در راه مبارزه ایدئولوژیک با بهائیت همان طور که گفته شد در خدمت اهداف رژیم شاه بود. رژیم قصد داشت از یک طرف با ترویج ابزار شیطانی و شهوانی، جوانان این مرز و بوم را سرگرم کند و از طرف دیگر با تقویت جریان‌های غیرسیاسی و بی‌خطر همچون انجمن حجتیه، فکر جوانان مذهبی را از مبارزه با رژیم فاسد شاه به مبارزه فکری و ایدئولوژیک با گروه‌هایی همچون بهائیت سوق دهد. انجمنی‌ها مسئله بهائیت را آن قدر مهم جلوه دادند که حتی در مبارزه امام خمینی(س) با رژیم شاه شرکت نکردند و در ضمن چون این حرکت را نشئت گرفته از فتوای مرجع انجمن (آیت‌الله خویی) می‌دانستند از نظر شرعی نیز اشکالی در کار خود نمی‌دیدند. رهبران انجمن حتی با مشاهده سیل عظیم جمعیت مسلمانان در مقابله با نظام ستمشاهی و حمایت روحانیان معظم از آنها، حاضر نشدند که به امامت مرجع کبیر شیعیان تن بدهند و قیام مردم را با عباراتی مثل «وزوز پشه را چه به فانتوم» به استهزاء می‌گرفتند و می‌گفتند: «مشت بر درفش چه می‌تواند بکند» یا امام را مسخره کرده و اظهار می‌کردند که «یک خودکاری در دستش گرفته و یک اعلامیه‌ای نوشته می‌خواهد آمریکا را شکست بدهد.»(18)
انجمن قبل از انقلاب اسلامی نیروهای جوانی را که می‌توانستند در امر مبارزه مؤثر باشند نه تنها به جریان انحرافی می‌انداخت و از مسیر نهضت دور نگه می‌داشت بلکه در سخنرانی‌ها هم در منکوب کردن مبارزان اقدام می‌کرد چنانکه حلبی در یکی از سخنرانی‌هایش گفت:
چندی است تحریص می‌کنند. ولی چه از آب درمی‌آورند؟ چریک. چی از آب درمی‌آورند؟ مفسده خرابکار، موذی به اجتماع، مضر به نظام، تشویق می‌کنند اما یک جوری تشویق می‌کنند که آنی که به عمل می‌آید، بر ضرر تمام می‌شود، چون طبق اسلام تشویق نمی‌شوند.(19)


یعنی در واقع همان تهمت‌هایی که رژیم طاغوت به مخالفان خود نسبت می‌داد. اینها هم همان را طوطی‌وار تکرار می‌کردند. امام امت می‌فرمایند:
از بس اجانب و عملشان به گوش ما خوانده‌اند که: آقا برو سراغ کارت، سراغ مدرسه و درس و تحصیل، به این کارها چکار دارید؟ این کارها از شما برنمی‌آید. ما هم باورمان آمده که کاری از ما نمی‌آید و اکنون من نمی‌توانم این تبلیغات سوء را از گوش بعضی بیرون کنم.(20)
جدا از پرداختن انجمن به مسئله بهائیت به مثابه یک مشکل اصلی، یکی دیگر از اهداف انجمن، مسئله اهل تسنن بود؛ آنها برای ایجاد دافعه نسبت به آنان برنامه‌ریزی می‌کردند و این هم به طور دقیق همان جاده‌ای بود که استعمار ترسیم کرده بود. از موضوعات مهم سخنرانی‌های سرپرست انجمن، تبیین قدرت جسمانی امام علی(ع) و میزان تیزی و برندگی ایشان بود و اینکه امام یک تنه حریف جمعیت عظیمی بود و با هر فریاد الله‌اکبر یک تن را به زمین می‌انداخت. انجمنی‌ها از سنخ مروجان آن عقیده بودند که تمام فضایل امیرالمؤمنین را در شجاعت و شمشیر و شمشیرزنی او خلاصه ساخته بودند و تمثالی از حضرت می‌آفریدند که در معیت شمشیری بلند در کنار شیر پُر یال و کوپالی ایستاده بودند: بدین معنا که حضرت در شجاعت و قدرت همچون شیر است.(21)


مبارزه با پپسی کولا
یکی دیگر از فعالیت‌های انجمن مبارزه با پپسی کولا بود. انجمن پپسی‌کولا را مذموم و تحریم شده می‌شمرد و از این رو، برخی آشامیدن آن را حرام دانسته اعضای خود را بسیج کردند تا با مغازه‌داران تماس بگیرند و آنان را با روش تشویق و تهدید از فروش این نوشابه منع کنند. هنگامی که فعالیت آنها روی یک مغازه‌دار کارگر می‌افتاد آن را یک پیروزی و فتح تلقی می‌نمودند. چرا به جای شاه، آمریکا، شیوع فحشاء، معاملات رَبَوی بانک‌ها و هیأت‌های مستشاری آمریکا در ایران و به جای پایگاه‌های جاسوسی استراق سمع آمریکا در ایران و حق توحشی که آمریکایی‌ها از دولت ایران می‌گرفتند با پپسی مبارزه می‌کردند؟ زیرا صاحب و امتیازدار کارخانه آن ثابت پاسال، بهائی بود، لیکن انجمن، ثابت پاسال و دیگر سرکردگان و زمامداران بهائیت را رها کرده و با یک شیء بی‌زبان درافتاده بود.
در حرمت شرب پپسی که از ناحیه علمای وقت صادر گردیده بود بحثی نیست. سخن در اصلی نمودن مبارزه با پپسی است به نحوی که انگار حکم حرمت صرفاً بر آن نوشابه جاری بود و دیگر مظاهر و مفاسد سیاست مباح بود که اینچنین به فرعیات می‌پرداختند و نسبت به سرچشمه‌ای که آب از آن گل‌آلود بود عامداً و عالماً غفلت می‌ورزیدند.(22)


انجمن و قیام 15 خرداد
قیام 15 خرداد آغازگر نهضت امام خمینی(س) علیه رژیم طاغوتی شاه بود که هزاران نفر در آن به شهادت رسیدند. در حالی که امت مسلمان ایران به رهبری امام خمینی(س) مبارزه جدی علیه رژیم فاسد شاه را آغاز کرده بودند رهبر انجمن حجتیه، امام را مورد مؤاخذه قرار می‌دهد که چه کسی مسئول این همه خون‌های به هدر رفته است؟ وی در یک سخنرانی در مدرسه مروی، امام را مسئول ریختن خون جوانان در 15 خرداد دانست و با تعبیرهای تندی حرکت اسلامی را محکوم نمود(23) جالب آن است که شاه هم همین سئوال را مطرح کرده بود که این خون‌های ریخته شده به گردن کیست؟
امام خمینی(س) نیز در جایی فرمودند که مسئول ریختن خون جوانان در 15 خرداد همان کسی است که مسئول خون شهدای قیام امام حسین(ع) است (نقل به مضمون).(24) آقای طیب از مسئولان سابق انجمن که پس از انقلاب خود را از انجمن خارج کرد می‌گوید:
از ابتدای این نهضت و از گذشته‌های دور این نهضت آقای حلبی با ناباوری با آن برخورد می‌کرد و معتقد بود که نمی‌شود با رژیم تا دندان مسلح شاه مبارزه کرد و عقیده داشت کسانی که به این راه کشیده می‌شوند خونشان را هدر می‌دهند و کسانی که افراد را به این راه می‌کشانند مسئول این خون‌ها هستند و معتقد بودند که کار صحیح فعالیت‌های فرهنگی و ایدئولوژیک است نه مبارزه علیه رژیم.(25)
بدین ترتیب انجمن حجتیه در قیام 15 خرداد در کنار استعمار و شاه قرار گرفت و هم‌صدا با حزب توده، بهائیت و جبهه ملی این قیام را محکوم کرد.


و اما امام این پیشوای الهی، پیش از روز 15 خرداد چنین فرموده بودند که «اسلام در معرض خطر است» و به مناسبت احیای کاپیتولاسیون در یک نطق آتشین فرمودند:
من اعلام خطر می‌کنم...این آقایانی که می‌گویند باید خفه شد و دم نیاورد، آیا در این مورد هم می‌گویند باید خفه شد؟ در اینجا هم ساکت باشیم و دم نیاوریم؟ ما را بفروشند و ما ساکت باشیم، استقلال ما را بفروشند و ما ساکت باشیم والله گنهکار است کسی که داد نزند والله مرتکب کبیره است کسی که فریاد نزند... امروز تمام گرفتاری ما از آمریکاست تمام گرفتاری ما از اسرائیل است. اسرائیل هم از آمریکاست. این وکلا هم از آمریکا هستند. این وزرا هم از آمریکا هستند، هم دست‌‌نشاندة آمریکا هستند.(26)
و در همان زمان‌ها بود که امام تقیه را نیز حرام کردند. در حالی که انجمن حجتیه در طول سال‌های بعد از 15 خرداد نیز همان روش دوری از سیاست و عدم مبارزه با رژیم شاه را دنبال می‌کرد و از دشمنان اصلی غفلت می‌ورزید.
به همین جهت همواره مورد حمایت ساواک و رژیم شاه قرار داشت. در حالی که رژیم شاه کوچک‌ترین حرکت نیروهای انقلاب را خفه می‌کرد انجمن در تمدید اعتبار پروانه فعالیت خود با مشکلی روبه‌رو نبود. در واقع انجمن حجتیه به جناح مذهبی حکومت بدل شده بود و مأموران از جلسات آنها محافظت می‌‌‌کردند.


موضع‌گیری انجمن در سالهای 56 و 57
با اوج‌گیری حرکت اسلامی در سال‌های 56-57 به رهبری امام خمینی(س) و با کمک روحانیان و علمای مجاهد، انجمن در یک بن‌بست گیر کرد و برخی نیروهای درون انجمن نیز انجمن را برای پیوستن به نهضت اسلامی زیر فشار قرار دادند، اما انجمن حتی بیانیه‌ای هم در پشتیبانی از تظاهرات‌های انقلابی صادر نکرد و به سبب همراه نشدن با حرکت مردم، انجمن با یک فروپاشی تشکیلاتی مواجه گردید، چون بدنه اصلی انجمن به انقلاب پیوسته بود.(27)
انجمن برای حفظ موجودیت تشکیلاتی بر سر دوراهی شرکت یا عدم شرکت در انقلاب اسلامی قرار گرفت و کماکان به شیوه گذشته، برای فرونشاندن جوّ داخل و خارج انجمن نسبت به خودش، دست به اقدام ضدانگیزه‌ای زده و طی ارسال نامه‌هایی به برخی مراجع ابتدا آمار و بیلان‌ کاری از انجمن را ارائه داد و یادآوری کرد که ما در طول فعالیت‌های فرهنگی‌مان تعدادی از بهائیان را مسلمان کرده‌ایم، این تعداد مسیحی اسلام آورده‌اند و این تعداد از جوانان لاابالی را به محفل فعالیت‌های اسلامی کشانده‌ایم و افزود که این ثمره و محصول فعالیت‌های فرهنگی انجمن بوده و اگر در امور سیاسی دخالت می‌کردیم به این توفیقات و نتایج نمی‌رسیدیم، اینک با توجه به این که شرکت در تظاهرات و امور سیاسی منجر به از هم پاشیدن انجمن می‌گردد و حرکت‌هایی در انحصار یک عده از روحانیان آغاز شده تکلیف شرعی ما را بیان فرمایید.(28) لذا انجمن مبارزه با بهائیت را بهانه قرار داده، در انقلاب شرکت نکرد و حتی پیروزی انقلاب را غیرممکن می‌دانست. مهندس طیب یکی از مسئولان سابق و جداشدة از انجمن نیز در این باره می‌گوید: «در جریان مبارزه و انقلاب، خود آقای حلبی قضاوتشان این بود که این انقلاب، چون رژیم مسلح است و ارتش دارد و مردم سازمان و سلاح ندارند به پیروزی نمی‌رسد.»(29)


با توجه به همین تفکر با روند انقلاب به مخالفت برخاستند و در جریان مخالف حرکت رهبری انقلاب حرکت می‌کردند. به طور مثال، در نیمه شعبان سال 1357 حضرت امام خمینی(س) فرمان دادند که:
اکنون لازم است در این اعیادی که در سلطنت این دودمان ستمگر برای ما عزا شده است بدون هیچ‌گونه تشریفات که نشانگر عید و شادمانی باشد، در تمام ایران، در مراکز عمومی مثلاً مسجد بزرگ، اجتماعات عظیم برپا کند و گویندگان شجاع و محترم مصایب وارده بر ملت را به گوش شنوندگان برسانند.(30)
در حالی که رژیم ستمشاهی برای مقابله با فرمان امام خمینی(ره) کوشش‌های فراوانی برای برگزاری جشن‌های نیمه شعبان مبذول می‌داشت، انجمن حجتیه هم همراه با رژیم در مقابل فرمان امام ایستاد و در تهران و شهرستان‌ها جشن‌های دلخواه خود را برگزار کرد و برای این که پاسخی برای عمل خود داشته باشند هیأتی را به سرپرستی حسین تاجری، از مسئولان انجمن، نزد شریعتمداری فرستاده و از وی کسب تکلیف کرده بودند. این در حالی بود که شریعتمداری خود مهره قابل اعتماد رژیم به شمار می‌رفت. وی درگفتگوی خود با مقامات ساواک در شب 1/7/1357 که به شماره 7404/312 مورخ 2/7/57 در بولتن چهاربرگی ساواک موجود است گفته بود:
سلام مرا به پیشگاه اعلیحضرت برسانید و به عرض برسانید که اعلیحضرت اطمینان داشته باشند. همان مشکلاتی که امروز ایشان دارند، ما هم داریم... یکی از پایگاه‌های مخالف با رژیم سلطنتی ایران نجف است که من صد در صد با این پایگاه مخالفم. من برای حفظ مملکت، دیانت و سلطنت فکر می‌کنم... من معتقد به آزادی همه زندانیان نیستم آنهایی را که اطمینان دارید بعد از آزادی تحریکات نمی‌کنند، آزاد کنید ولی بقیه را نگه دارید، مخصوصاً کسانی را که اهانت به مقام سلطنت می‌کنند.(31)


نتیجه کسب تکلیف از چنین فردی، مشخص است که همراه با نظر رهبری انقلاب نخواهد بود. لذا انجمن به دنبال مشروعیت بخشیدن به عمل خود بود. در زمانی که مردم مسلمان در خیابان‌ها توسط رژیم شاه به خاک و خون کشیده می‌شدند، انجمن پروانه ادامه فعالیت خود را با تصویب مقامات رژیم تمدید می‌کند. انجمن با احساس فعالیت فردی از اعضاء علیه رژیم، او را بلادرنگ اخراج می‌کرد.
مهندس طیب از مسئولان سابق انجمن می‌گوید:
با روی کار آمدن شریف امامی در 19 رمضان 1357 تعدادی از اینان حرکت دیگری را در برابر امت قهرمان ایجاد کرده و راه افتادند و گفتند: این ملازاده است این آخوندزاده است. آیت‌الله‌زاده است. این از بیت سلطان‌العلماست. دیگر کارها درست می‌شود حالا چه می‌گویید.(32)
اما تمام سنگ‌اندازی‌ها و مخالفت‌کردن‌های انجمن، نتوانست انقلاب را از مسیر نهایی‌اش منحرف کند بلکه عده‌ای از اعضای انجمن هم با انقلاب اسلامی همراه شدند و انقلاب اسلامی با رهبری هوشمندانه امام(س)، لطف و عنایت خداوند و به همت مردم به پیروزی رسید.


انجمن حجتیه پس از پیروزی انقلاب اسلامی
با پیروزی انقلاب اسلامی انجمن حجتیه که در حیرت پیروزی انقلاب اسلامی بود تضعیف شد زیرا آنها اعتقادی به پیروزی انقلاب اسلامی نداشتند، لذا پنج شش ماه در حالت تردید بودند. انجمنی‌ها که تا واپسین روزهای پیروزی انقلاب می‌گفتند امام سیزدهم در پاریس نشسته و مردم را جلوی گلوله می‌فرستد در نیمه شعبان سال اول انقلاب عکس همه مراجع را زد و بعد از چندماهی به تأییدات خود از رهبر انقلاب اشاراتی داشت و خود آقای حلبی از مضامینی چون عظیم‌الشأن و رهبر کبیر برای امام خمینی(س) استفاده کرد.(33)
وقتی انجمنی‌ها به موضع انفعال افتادند نیروهای تربیت شده در انجمن، پس از انقلاب به سه دسته تقسیم شدند:
1- از دسته اول برخی مانند آقای پرورش، دکتر صادقی، استاد دانشکده الهیات مشهد، عبدالکریمی، استاد دانشگاه مشهد، مهندس مصحف و بسیاری دیگر به انقلاب پیوستند. در میان اینان، جوانانی نیز حضور داشتند که دست کم چند سالی انجمن را تجربه کرده و به صف انقلابیان پیوسته بودند. برخی نیز مانند آقای طیب که مسئولیت برگزاری مراسم سخنرانی‌ها را در تهران بر عهده داشت، نه تنها به انقلابیان پیوستند، بلکه به نوعی در برابر انجمن هم قرار گرفتند.
2. دسته دوم در برابر انقلاب بی‌تفاوت ماندند.
3. دسته سوم به انتقاد از انقلاب پرداخته و به صف مخالفان – از نوع دیندار – پیوستند.(34)
انجمن پنج ماه پس از پیروزی انقلاب، مبادرت به تجدیدنظر و اصلاحاتی در اساسنامه‌اش با افزودن تبصره‌ها و متمم‌هایی نمود که در شرایط انقلاب، قادر باشد گاه به میخ و گاه به نعل بزند و دو پهلو موضع بگیرد. مثلاً اگر در مواردی از آنها انتقاد می‌شود، فوراً شاهد خود را که متمم اساسنامه است به رخ می‌کشیدند که بلی ما مطابق اساسنامه‌مان مطیع و فرمانبردار رهبر عالیقدر انقلاب حضرت امام خمینی(س) و آماده خدمت به ارگان‌ها و نهادها و... و معتقد به ولایت فقیه و کذا و کذا هستیم.(35) همزمان بعد از پیروزی انقلاب اسلامی انجمنی‌ها سعی کردند در مراکز مهم دولتی نفوذ کنند. در زمان حاکمیت دولت موقت اکثر افراد نفوذی انجمن که از نظر فکری و عملی هماهنگ با بازرگان بودند، در پست‌ها مستقر شدند و به تدریج توسط خودشان افراد دیگر انجمن را وارد ارگان‌ها و نهادهای انقلاب، حزب جمهوری اسلامی، جهاد، سپاه، دادگاه‌های انقلاب، فرمانداری‌ها، آموزش و پرورش و... نموده و آنان نیز برای القاء طرز تلقی‌شان از اسلام، تلاش می‌کردند. از مراکز مهم دیگری که به طور چشمگیر افراد انجمن توانستند در آن نفوذ کنند مراکز اطلاعاتی کشور بود. کلیه مدارک و اسنادی که پرده از ماهیت واقعی و روابط انجمن با ساواک برمی‌داشت، سریعاً نابود شد و بقیه اسناد جمع‌آوری شده را هم در اختیار دیگر ارگان‌ها نمی‌گذاشتند. آیت‌الله جنتی در این رابطه گفت:
علت اصرار شما دایر بر این بود که در مراکز اطلاعاتی نفوذ کنید و اطلاعات جمع‌آوری شده را به مراکز بهره‌وری و به ارگان‌های انقلابی نمی‌دهید چیست؟ چرا؟ مگر سپاه یا ارگان‌های مشابه نباید دارای آن اطلاعات باشند تا ضدانقلاب را پی‌گیری نمایند؟ چرا با سپاه به صورت کامل همکاری ندارید؟(36)
با نفوذ انجمن حجتیه در مراکز اطلاعاتی، به خصوص مرکز اسناد ملی، امام خمینی(س) متوجه این خطر شده و خود شخصاً در سال 1362 مسئول مرکز اسناد ملی را تعویض نمودند. در همین سال، انتشار کتابی با عنوان «در شناخت حزب قاعدین» ضربه سختی بر انجمن وارد کرد. این کتاب پیش از آن، به صورت بخش بخش در روزنامه اطلاعات به چاپ می‌رسید، زمانی که کتاب در تیراژی بالغ بر هشتاد و هشت هزار جلد به چاپ رسید ضربه‌ای سهمگین بر انجمن وارد آمد.(37)


مبارزه با مارکسیسم به جای بهائیت
یکی دیگر از خط‌مشی‌های انجمن حجتیه بعد از پیروزی انقلاب جایگزینی مبارزه با مارکسیسم به جای بهائیت بود. هر چند سعی می‌کردند تا دو سه سال بعد از انقلاب همچنان خطر بهائیت را زنده نگه دارند ولی اهتمام اصلی خود را معطوف به مارکسیسم کردند و در کلاس‌های آموزشی خود مارکسیسم را نقد می‌کردند، این در حالی بود که حداقل به خطر و خسران فرهنگ غرب که تا مغز استخوان دانشگاه‌‌ها، مراکز تربیتی، ادارات و جامعه رسوخ کرده بود بی‌توجه بودند و مارکسیسم را مسئله اصلی نشان می‌دادند.(38)
حضرت آیت‌الله جنتی در این رابطه می‌گوید:
دلیل اینکه تکیه‌تان روی ضدانقلاب چپ است و از ضدانقلاب راست غفلت می‌ورزید چیست؟ مگر امام آمریکا را شیطان بزرگ نخواندند، مگر ما گرفتار آمریکا در نیم قرن اخیر نبوده‌ایم؟ در حالی که شعار ما نه شرقی، نه غربی است چرا شعار نه غربی را ول کرده‌ایم و شعار نه شرقی را چسبیده‌اید با اینکه ما تأیید می‌‌کنیم هر دو برای جامعه بشریت خطر است.(39)
دکتر محمدرضا سیاهی نیز در این باره نقل می‌کند:
در سال 1359 با یکی از اعضای انجمن ملاقات داشتیم که به همان تغییر رویه انجمن از مبارزه با بهائیت به مبارزه با مارکسیسم اشاره می‌کرد. می‌گفت که: «امروز مبارزه با مارکسیسم در اولویت برنامه ماست.» در واقع این هدف اشتباهی بود و با رشد انقلاب اسلامی و فروپاشی نظام کمونیستی شوروی، بطلان این مکتب الحادی بر همه آشکار گردید.(40)


به همین جهت، انجمن حجتیه در مجموع کوچک‌ترین موضع منفی در قبال جریان بنی‌صدر، جبهه ملی، تظاهرات 25 خرداد آنان، حزب خلق مسلمان که حامی‌اش شریعتمداری بود و... اتخاذ نکرد و حتی پس از اینکه شریعتمداری از مرجعیت ساقط شد در اعلامیه‌ای که جهت محکومیت توطئه مشترک قطب‌زاده – شریعتمداری پخش کردند بدون اینکه نامی ببرند، گروهی به نام عوامل فاسد روحانی‌نما را محکوم کردند و در قبال بنی‌صدر هم تا آخرین لحظات که با همیاری ضدانقلابیان چپ و راست دیگر، آشوب‌های خیابانی برپا می‌کردند، هیچ‌گونه جبهه‌گیری و مخالفت نکرد؛‌ اما پس از آنکه بنی‌صدر به عنوان یک تکیه‌گاه ضدانقلاب، از مقام رسمی عزل شد و کار به اتمام رسید و انجمن شکست قطعی خط کفر غرب، علیه خط امام را رؤیت کرد، دیگر علاج و گریزی جز محکوم کردن بنی‌صدر نیافت و اطلاعیه‌ای صادر و بنی‌صدر را خودفروخته خواند.(41)


انجمن حجتیه و جنگ تحمیلی
انجمن در ابتدا که عراق به ایران حمله کرد هیچ‌گونه عکس‌العملی مانند کلیه گروهک‌ها و مجامع بین‌المللی از خود نشان نداد و پس از مدتی با همان دلایلی که علیه نظام وابسته رژیم شاه مبارزه نکردند و حتی با آن سازش و در مواردی همکاری داشتند، شروع به محکوم کردن جنگ در زمان غیبت امام زمان(عج) کردند و آقای حلبی در سخنرانی خود گفت:
اول شما یک افسر و یک پیشوا و رهبر معصوم پیدا کنید. رهبری که بتواند اداره اجتماع کند روی نقطه عصمت نه عدالت، دیشب گفتم اول او را پیدا کنید او را اقامه به کار بکنید. طرح داشته باشید، نقشه صحیح طبق نظر دین، رهبر معصوم داشته باشید... از من هم واجب‌ است منبر را ول کنم. هفت تیر به کمر ببندم، بروم جلو... این کلمات علی جایش آنجاست نه هر جایی، نه به هر هدف غلطی و هر راه کجی و معوجی و خلافی... باید جنگ روی موازین دین به رهبری معصوم نه عادل، عادل کافی نیست... عادل گاهی اشتباه می‌کند، خون مردم، مال مردم، عرض مردم، ناموس مردم را نمی‌توان داد به کسی که خطا می‌کند.(42)
این در حالی بود که بر اساس گفته‌ صریح امام خمینی(س) در کتاب ولایت فقیه بین اختیارات حضرت رسول با ولی‌فقیه تفاوتی نبود و در عین حال که فضائل رسول‌الله را برتر و بالاتر از امام معصوم و ولی فقیه می‌دانست.


حلبی حتی گستاخی را تا آنجا ادامه داد که گفت امام زمان(عج) هم که بیاید خودش جلوتر از همه در لشکر حرکت می‌کند. او بدون توجه به اهمیت جان امام امت برای نظام جمهوری اسلامی، بدون توجه به کهنسالی او و بدون نگاه به جنگ مدرن گفت: «بنده توی خانه‌ام بنشینم، پلو بخورم، به جناب آقا بگویم برو میدان، می‌گوید: برو آقا دنبال کار خودت. خیلی خوب است، خودت بیا عمل بکن... .»(43)
انجمن حجتیه که در این زمان چهره‌ای منافقانه از خود به نمایش گذاشته بود به رغم سخنان صریح سردمدار خود، برای آن که در مقابل سیل علاقه‌مندان به امام امت و ولی‌فقیه تاب مقاومت داشته باشد، همیشه خود را حامی انقلاب معرفی می‌کرد و حتی در مهر 1360 اقدام به انتشار ویژه‌نامه‌ای با نام مرزبانان به مناسبت هفته جنگ کرد و اعلام نمود که تمامی توان خود را در همه زمینه‌های فرهنگی، اقتصادی و فکری در این راه نهاده است و عزیزانی از پاسداران حریم ولایت امام عصر (ارواحنا فداه) را به جبهه‌های حق علیه باطل گسیل داشته است و حتی آمادگی انجمن را برای ادامه همکاری تا پیروزی کامل حق بر باطل اعلام نمود. بی‌تردید انگیزه انتشار این ویژه‌نامه پاسخ‌گویی به اتهامات مخالفان و منتقدان انجمن حجتیه بود و این مجموعه، اگر چه بر حضور فعال برخی از عناصر رده‌های میانی در جبهه‌های جنگ دلالت می‌کرد اما می‌بایست توجه داشت که پیرامون این مسئله، انتقاداتی جدی بر جنگ از سوی اعضای اصلی انجمن از جمله شبهه ناک بودن جنگیدن دو ملت مسلمان در کنار یکدیگر بود.(44)


تعطیلی انجمن
همه اقدامات طرفداران انجمن در برابر نظریات امام خمینی(س) رنگ باخت و یک اشاره ضمنی از ا یشان کافی بود که مسئول انجمن خود تعطیلی انجمن و البته نه انحلال آن را اعلام کند. با بروز اختلافات بین افراد حجتیه و طرفداران دولت در سبزوار، کار به زد و خورد نظامی کشید که نتیجه آن کشته و زخمی شدن عده‌ای از طرفین بود. در شهرهای دیگر مثل بوشهر، اصفهان و کرمانشاه هم اختلافات به تظاهرات و زد و خوردهای خیابانی منجر شد. انجمن آن قدر در کارشکنی و تبلیغات مغرضانه خود به روش‌های مختلف ادامه داد تا امام امت در عید فطر سال 1362 خطاب به انجمن فرمودند:
یک دسته دیگر هم که تزشان این است که بگذاری که معصیت زیاد بشود تا حضرت صاحب بیاید، حضرت صاحب مگر برای چی می‌آید؟ حضرت صاحب می‌آید معصیت را بردارد ما معصیت می‌کنیم که او بیاد؟ این اعوجاجات را بردارید. این دسته‌بندی‌ها را برای خاطر خدا اگر مسلمید و برای خاطر کشورتان اگر ملی هستید. این دسته‌بندی‌ها را بردارید. در این موج خودتان را وارد کنید و برخلاف این موج حرکت نکنید که دست و پایتان خواهد شکست.(45)
انجمن حجتیه پس از گذراندن مراحل مختلف، سرانجام در مرداد سال 62 پس از اشاره به بیانات امام درباره عملکرد مغایر با اهداف نظام جمهوری اسلامی به ظاهر، تعطیلی فعالیت‌های خود را با انتشار بیانیه زیر اعلام می‌دارد:


بسم‌الله الرحمن الرحیم
اعضای محترم انجمن حجتیه مهدویه، خدمتگزاران آستان مقدس حضرت بقیه‌الله‌الاعظم ارواحنا لتراب مقدمه‌الفداه
با ابلاغ سلام و تقدیم مراتب مودت به اطلاع می‌رساند: روز سه‌شنبه 21 تیرماه جاری (عید سعید فطر) رهبر عالیقدر انقلاب اسلامی حضرت نایب‌الامام آیت‌الله العظمی امام خمینی(مدظله‌العالی) در بخشی از بیانات مبسوطه خویش فرمودند: «یک دسته دیگر هم که تزشان این است که بگذارید که معصیت زیاد بشود تا حضرت صاحب بیاید، حضرت صاحب مگر برای چی می‌آید؟ حضرت صاحب می‌آید معصیت را بردارد ما معصیت کنیم که او بیاید؟ این اعوجاجات را بردارید، این دسته‌بندی‌ها را برای خاطر خدا اگر مسلمید و برای خاطر کشورتان اگر ملی هستید، این دسته‌بندی‌ها را بردارید. در این موج خودتان را وارد کنید و برخلاف این موج حرکت نکنید که دست و پایتان خواهد شکست.» در پی این فرمایش، شایع شد که طرف خطاب و امر مبارک این انجمن است اگر چه به هیچ‌وجه افراد انجمن را مصداق مقدمه بیان فوق نیافته و نمی‌یابیم و در ایام گذشته بویژه از زمانی که حضرت ایشان با صدور اجازه مصرف انجمن از سهم امام(ع) این خدمات دینی و فرهنگی را تأیید فرموده بودند، هیچ دلیل روشن و شاهد مسلمی که دلالت بر صراحت معظم‌له، به تعطیل انجمن نماید در دست نبود مع‌ذلک در مقام استفسار برآمدیم. البته تماس مستقیم میسر نبود. لیکن برای تحقیق از مجاری ممکنه و شخصیت‌های محترمه موثقه و بنا به قراین کافیه محرز شد که مخاطب امام «معظم‌له» این انجمن می‌باشد؛ لذا موضوع توسط مسئولان انجمن به عرض مؤسسه معظم و استاد مکرم حضرت حجت‌الاسلام والمسلمین آقای حلبی (دامت برکاته) رسید و فرمودند: در چنین حالتی وظیفه شرعی در ادامه فعالیت نیست. کلیه جلسه‌ها و برنامه‌ها باید تعطیل شود.» علی‌هذا همان‌گونه که بارها کتباً و شفاهاً تصریح کرده بودیم بر اساس عقیده دینی و تکلیف شرعی خود، تبعیت از مقام معظم رهبری و مرجعیت، حفظ وحدت و یکپارچگی امت و رعایت مصالح عالیه مملکت و ممانعت از سوءاستفاده دستگاه‌های تبلیغاتی بیگانه و دفع غرض‌ورزی دشمنان اسلام را برای ادامه خدمات و فعالیت مقدم دانسته، اعلام می‌داریم که از این تاریخ تمامی جلسات و خدمات انجمن تعطیل می‌باشد و هیچ‌یک مجاز نیست تحت عنوان این انجمن کوچک‌ترین فعالیتی بکنند و اظهارنظر یا عملی مغایر تعطیلی نمایند که یقیناً در پیشگاه خدای متعال و امام زمان «سلام‌الله علیه» مسئول خواهد بود. با این امید که تلاش‌ها و کوشش‌های صادقانه انجمن در سی‌ساله اخیر مقبول ساحت قدس الهی و مرضی خاطر مقدس حضرت بقیه‌الله الاعظم ارواحنا فداه قرار گرفته باشد.
از خدای متعال عزت و سربلندی مسلمانان به ویژه شیعیان اثنی عشری و ذلت و سرافکندگی کافران و منافقان و طول عمر امام امت و پیروزی رزمندگان اسلام را خواستاریم.
انجمن خیریه حجتیه مهدویه
دوازدهم شوال 1403، پنجم مردادماه 1362(46)



انجمن حجتیه پس از تعطیلی



تعطیلی ظاهری انجمن حجتیه در سال 1362 موجب شد که نام این تشکیلات تا مدت زیادی از ادبیات سیاسی جامعه ما حذف شود اما همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد تلاش‌های این گروه در جهت اهداف آشکار و پنهان ادامه یافت.
یکی از تحرکات اخیر انجمن حجتیه دامن زدن به اختلاف بین شیعه و سنی بود و این بار انجمن حجتیه به جای بهائیت و مارکسیسم مذهب سنی را هدف قرار داد. در زمستان سال 1381، انتشار خبر فعالیت‌های تفرقه‌افکنانه انجمن حجتیه در مناطق سنی‌نشین کشور، بحث درباره ماهیت این تشکیلات را بار دیگر نقل محافل سیاسی جامعه ما کرد این موج تبلیغات با تحریکات متعصبان اهل سنت علیه شیعیان همراه شده و فضای عمومی در مناطق سنی‌نشین را به گونه‌ای رقم زده است که طیف لاییک و سکولار اهل سنت نیز به گرایش‌های ضدشیعی پیوسته‌اند.(47) پس از انتشار کتابی با عنوان «حقیقت وحدت در دین» نوشته فردی به نام یعسوب‌الدین رستگاری جویباری که به واکنش‌های شدیدی در میان علمای اهل سنت منجر شد؛ چاپ و توزیع این کتاب‌ها که با طرح جعلی «چاپ بیروت» بدون مجوز در قم انجام می‌شد در کشورهای عربی، پیامدهای نامناسبی به همراه داشته است.


به نظر می‌رسید شبکه القاعده و انجمن حجتیه به صورت خاص و طیف‌های تندرو و متعصب شیعه و سنی، به صورت عمومی، بر دامن زدن به اختلافات این دو مذهب اسلامی اصرار دارند، که روندی بسیار خطرناک به شمار می‌رود.(48) برخی افراد، اقداماتی از قبیل انتشار اعلامیه‌ها و نوشتن شعارهایی مبنی بر حقانیت امیرالمؤمنین(ع) و اهانت به خلفای سه‌گانه و نکوهش عملکرد برادران اهل تسنن مبنی بر انتخاب مسلکی غیر از مذهب شیعی را دال بر تجدید فعالیت انجمن می‌دانند.(49) این در حالی است که سرویس‌های اطلاعاتی استکبار جهانی نیز اکنون خط تفرقه بین شیعیان و اهل سنت را دنبال می‌کنند. لذا این حرکت ریختن آب به آسیاب دشمن قلمداد می‌گردد.
ترویج نمایندگی حضرت قائم و ملاقات با ایشان، ترور مسببان تأخیر در ظهور امام زمان توسط گروه مهدویت با رهبری سیدمحمدحسین میلانی، واجب دانستن دعای تعجیل در فرج امام زمان مثل نمازهای یومیه و گناه کبیره دانستن ترک آن، از دیگر تحرکات اخیر انجمن حجتیه می‌باشد.
اکنون برای آنکه بتوانیم تفکرات و عقاید انجمن حجتیه را بهتر بشناسیم لازم است به طور اجمال رئوس عقاید و تفکرات آنها را ذکر نماییم.


مهم‌ترین ابعاد فکری و اندیشه‌ای انجمن حجتیه
شاید بررسی عملکرد انجمن حجتیه قبل و بعد از انقلاب تا حدود زیادی ما را با افکار و اندیشه‌های آنها آشنا کرده باشد، در اینجا لازم است یک جمع‌بندی کلی از آرا و اندیشه‌های آنها داشته باشیم تا از این زاویه نیز بهتر بتوانیم انجمن را بشناسیم. این عقاید و اندیشه‌ها شاخصه مناسبی است تا بتوانیم رفتار هر کس یا گروه را با آن بسنجیم. اگر فرد یا گروهی هم‌اکنون از این عقاید و اندیشه‌ها پیروی می‌کند خواسته یا ناخواسته همان خطی را دنبال می‌کند که انجمن حجتیه طی سالیان گذشته در پی آن رفته است.


1) جدایی دین از سیاست
به جز سکولارهای غربزده که همواره خواهان جدایی دین از سیاست بوده‌اند متحجرانی چون انجمن حجتیه هم از این اندیشه دفاع کرده‌اند انجمنی‌ها در زمان رژیم فاسد و طاغوتی شاه به جای آنکه سرچشمه فساد را نابود سازند به دنبال تعطیلی یک مشروب‌فروشی و یا یک خانه فساد بودند و وارد مبارزه سیاسی نمی‌شدند، در حالی که مدارس، دانشگاه‌ها، سینماها، رادیو و تلویزیون و خیابان‌ها مردم را به فساد دعوت می‌کردند و به دلیل فساد حکومت، جامعه فاسد شده بود، تعطیلی فلان خانه فساد چه دردی را دوا می‌‌کرد؟ در حالی که امام خمینی(س) دست روی مرکز فساد گذاشت و در راه نابودی آن گام برداشت و با نابودی آن کل فضای جامعه دگرگون شد.
این در حالی بود که انجمن حجتیه نه تنها با امام(س) همراه نشد بلکه عملاً در مسیری حرکت کرد که مورد رضایت و حمایت طاغوت قرار گرفت. انجمن در جذب جوانان مذهبی، بی‌تفاوت بار آوردن آنها نسبت به مسائل روز جامعه، مشغولیت ذهنی و فکری آنان در مبارزه با بهائیت، در حقیقت همان اهداف استعمارگران را که عدم مداخله مسلمانان در سیاست و فقط فراگیری احکام فردی بود را به اجرا گذاشت. انجمن با جا انداختن مسئله جدایی دین از سیاست و عدم مداخله مسلمانان و روحانیان در سیاست و مشغول کردن جوانان مذهبی، آرامشی را که رژیم برای چپاول ثروت‌های ملت احتیاج داشت، به او داد.


انجمن حجتیه در فصل یکم، ماده دوم، تبصره دوم اساسنامه انجمن تصویب کرد که:
انجمن به هیچ‌وجه در امور سیاسی مداخله نخواهد داشت و نیز مسئولیت هر نوع دخالتی را که در زمینه‌های سیاسی از طرف افراد انجمن صورت گیرد بر عهده نخواهد داشت.(50)
به همین دلیل انجمن اگر می‌دید عضوی از آنها فعالیت سیاسی می‌کند عذر او را می‌خواستند. امام امت (رضوان‌الله تعالی علیه) این اندیشه غلط جدایی دین از سیاست را خوب شناختند و فرمودند:
هر وقت آدمی پیدا شد، یا او را کشتند یا زندانی و تبعیدش کردند یا لکه‌دارش کردند که سیاسی است این آخوند سیاسی است. پیغمبر (ص) هم سیاسی بود. این تبلیغ سوء را عمال سیاسی استعمار می‌‌کنند تا شما را از سیاست کنار بزنند و از دخالت در امور اجتماعی بازدارند و نگذارند با دولت‌های خائن و سیاست‌های ضدملی و ضداستعماری مبارزه کنید و آنها هر کاری می‌خواهند بکنند و هر غلطی می‌خواهند بکنند، کسی نباشد جلوی آنها را بگیرد.(51)
به هر ترتیب، انجمن نه تنها در غیبت امام زمان(عج) قائل به تشکیل حکومت نمی‌باشد و از آن دفاع نمی‌کند بلکه، عملاً در خدمت طاغوت قرار می‌گیرد. این در حالی است که برابر روایات فراوان برای مهیا شدن شرایط ظهور حضرت بایستی مردم مستعد اجرای احکام شوند و با اهل باطل پیکار کرده باشند و در نتیجه برای آمادگی مردم بدون هیچ تردید نیاز به حکومت اسلامی داریم.


2) تمسک به مرجعیت برای تضعیف ولایت فقیه
از آنجا که انجمن حجتیه با تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت امام عصر(عج) مخالف است عملاً ولایت فقیه را قبول ندارد. چه قبل و چه بعد از انقلاب، انجمن همواره سعی کرد با برجسته نشان دادن مرجعیت، رهبری انقلاب را تضعیف نماید. آنها تلاش کردند با محور دانستن مرجعیت آیت‌الله شریعتمداری و آیت‌الله خویی، مرجعیت را در برابر ولی فقیه قرار دهند و بعد از انقلاب، مسئله بودن رهبر سیاسی واحد در کنار مرجعیت را مطرح کردند. انجمن به ولایت عامه مراجع در مقابل ولایت فقیه معتقد است؛ یعنی همه مجتهدان ولایت دارند و فقیه اعلم در میان آنان وظیفه‌اش نظارت بر جریان امور است،‌ انجمن حجتیه دست از منزوی کردن ولایت فقیه برنداشت تا آنکه ولایت فقیه در مجلس خبرگان به رغم کارشکنی‌ها به تصویب رسید.
آنها در کتاب «به سوی نور» به طور مفصل در وظایف نائبان فقیه بحث کرده و بر عدم دخالت او، حتی در موقع اضطرار در کلیه مسائل اعم از عبادی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و نظامی تأکید می‌کنند و کمترین اختیاری را برای مسئله حکومت و اختیارات ولی فقیه قائل نمی‌شوند و حتی جهت لوث کردن قانون اساسی و خارج نمودن امور حکومت و انقلاب از دست امام امت، پیشنهاد انتصاب نماینده از طرف مراجع درجه اول در شورای نگهبان را مطرح می‌کنند تا به این ترتیب به واسطه همفکران، در شورای نمایندگان مراجع، اعمال نفوذ و نظر بکنند.(52)


انجمنی‌ها همواره دلایل سکوت خود و عدم شرکت در مبارزات را تقلید از فلان مرجع تقلید می‌دانستند. سیدعباس نبوی درباره انجمن حجتیه و مرجع تقلید می‌گوید:
انجمنی‌ها از اسم امام می‌ترسیدند همیشه می‌گفتند اسم امام را مطلقاً نبرید خودشان هم نمی‌بردند... افرادی که من از بدنه این جریان می‌شناسم هیچ‌وقت نام او را به عنوان امام ذکر نکردند همیشه تعبیر به آقای خمینی می‌کردند... ساواک از آنها خواست: آقا مرجعی را که می‌خواهی معرفی کنی از ایران بیرون ببرید و اینکه آقای خمینی را معرفی نکنید.(53)
لذا با فوت آیت‌الله حکیم و تلگراف شاه به مرحوم آیت‌الله خویی، شیخ محمود حلبی هم همگام با شاه و با همان شیوه مرجعیت را به خارج از ایران منتقل کرد.
همان طور که مشاهده می‌کنیم از آنجا که اعضای انجمن حجتیه خود، آدم‌های مبارز و سیاسی نیستند همواره سعی کردند به طرف مراجعی بروند که اولاً کارهای سیاسی انجام ندهند و در وهله دوم در مقابل ولایت فقیه و رهبری انقلاب قرار داشته باشند.


3) انتظار از دیدگاه انجمن حجتیه
انجمن حجتیه با اصرار بر اینکه هر کس قبل از قیام امام زمان(عج) اقدامی جهت اصلاح کار نماید تأخیر در ظهور او ایجاد کرده است، عملاً در خدمت طاغوت قرار گرفتند انجمن سعی دارد با استناد و با تحریف معنی روایتی از امام صادق(ع)، حرکت خود را مذهبی جلوه داده و آن را مشروع نشان دهد. آنها معتقدند امام صادق فرموده است:
تا ظهور امام قائم ما زمانش فرا نرسد خروج نکرده و نخواهد کرد احدی از ما برای دفع ظلم و جور آنها اقامه حق جز آن که مبتلای به قتل و شهادت بشود و هر که قیام کند جز آنکه به غم و اندوه ما و شیعیان بیفزاید کاری از پیش نبرد.
انجمن با بیان چنین روایاتی، هر کسی را که علیه رژیم شاه اقدام می‌کرد منکوب می‌نمود و او را خارج از دین قلمداد می‌کرد تا همگان امر برایشان مسلم شود که جهت ظهور امام زمان(عج) باید با حکام ستمگر ساخت و با رژیم سازش کرد تا ظهورش به تأخیر نیفتد. امام خمینی(س) در این باره می‌فرمایند:


ممکن است هزاران روایات را نشر بدهند که از عمال ظلمه و آخوندهای درباری در تعریف سلاطین جعل شده است. به طوری که ملاحظه می‌کنید با دو روایت ضعیف چه بساطی راه انداخته‌اند و آن را در مقابل قرآن قرار داده‌اند قرآنی که جدیت دارد بر ضد سلاطین قیام کنید و موسی را به قیام علیه سلاطین وامی‌دارد علاوه بر قرآن مجید، روایات بسیاری درباره مبارزه با ستمگران و کسانی که در دین تصرف می‌کنند وارد شده است. تنبل‌ها اینها را کنار گذاشته‌اند آن دو روایت ضعیف را که شاید وعاظ سلاطین جعل کرده‌اند در دست گرفته مستند قرار داده‌اند که باید با سلاطین ساخت و درباری شد اگر اینها اهل روایت و دین‌شناسی بودند به روایات بسیاری که بر ضد ظلم است عمل می‌کردند و اگر اهل روایت هم هستند باز عدالت ندارند.(54)
در واقع، از دید مؤمنان انقلابی، بسیج مستضعفان و از نگاه اسلام انقلابی، انتظار، یک نوع دعوت به قیام و سازندگی فرد و اجتماع است.
اسلام انقلابی تحرک را در پی دارد و رکود را مخرب می‌داند. اما اسلام آمریکایی از زیر بار مسئولیت‌ها فرار می‌کند. انتظار در نزد انجمن حجتیه افیون‌گر است، به جای آنکه بیدار کننده باشد و در دیدگاه قاعدین زمان – در زمان غیبت ولی عصر(عج) – اعتماد، رکون و وابستگی به طاغوت نفی نشده است.


دولت نهم و انجمن حجتیه
با حضور آقای دکتر محمود احمدی‌نژاد در شهرداری تهران و به خصوص با شروع انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم، محافلی خاص اعلام کردند که دوره جدیدی از فعالیت انجمن حجتیه در دستگاه‌های دولتی آغاز شده است. این در حالی بود که همین گروه‌های خاص با روی کار آمدن دولت آقای خاتمی و انتصاب محمدعلی ابطحی پسر سیدحسن ابطحی در مقام معاونت حقوقی و ریاست دفتری رئیس جمهور از خود هیچ واکنشی نشان نداده بودند. شایان ذکر است با درگذشت شیخ‌محمود حلبی، سیدحسن ابطحی جانشین ایشان شد و هواداران واقعی انجمن هم موضعی در برابر ابطحی نگرفتند و عملاً او را پذیرفتند. در این دوره، علیرضا نعمتی از نزدیکان حسن ابطحی و همراهان قدیمی او در نزدیکی مسجد جمکران، مجله خورشید مکه را منتشر کردند و طرفداران ابطحی را به عنوان سالکان الی‌الله دانستند که تحت نظارت و مراقبت استاد خویش مراحل سیر و سلوک را طی می‌کردند و هر کس که به نحوی (در خواب یا بیداری) و به زعم خود، به امام عصر(عج) متصل می‌گشت به عنوان نشانه صحت تعالیم دیده می‌شد. این گروه آزادانه فعالیت خود را پی می‌گرفتند و کسی مانع آنها نمی‌شد. با روی کار آمدن دولت آقای احمدی‌نژاد این گروه با محدودیت‌هایی روبه‌رو شدند و سرانجام در یکی از روزهای اواخر خرداد 1385، سیدحسن ابطحی و فرزندش سیدمحمدتقی (یعنی پدر و برادر معاون رئیس‌جمهور سابق) و عده‌ای از مریدانش دستگیر شدند.(55)


جالب آنجاست که بعضی از همین اصلاح‌طلبان با شروع دولت نهم زنگ خطر را به صدا درآوردند و اعلام کردند که بار دیگر انجمن حجتیه و طرفداران آیت‌الله مصباح یزدی در حال قدرت گرفتن هستند. قبل از انتخابات ریاست جمهوری در مقاله‌ای با عنوان «اسلام امام به نزاع هاشمی آمده است یا اسلام حجتیه»، می‌نویسد که اسلام حجتیه است که در برابر آقای هاشمی قرار گرفته است، آقای احمدی‌نژاد از طریق فعالیت در جنبش دانشجویی به پستی در حد فرمانداری در یکی از استان‌های کشور می‌رسد. استانی که تحت مسئولیت آقای شیخ‌عطار از سابقه‌داران انجمن حجتیه بود. تا رسیدن به شهرداری تهران از آقای احمدی‌نژاد اسمی نبود اما از دورانی که مهدی چمران یکی دیگر از سابقه‌داران انجمن حجتیه به ریاست شورای شهر تهران انتخاب شد شهردار شدن احمدی‌نژاد قابل انتظار بود.(56) یا همچنین درباره دولت نهم نوشته‌اند: آقای احمدی‌نژاد و اعضای کابینه او ادعای آن دارند که در جلسات هیأت دولت امام زمان حاضر است. لیست نامزدهای انتخابات را امام زمان تأیید کرده است و برای چاه جمکران بودجه سنگینی تعیین کرده‌اند.(57) و یا درباره آیت‌الله مصباح یزدی – رئیس و مدیر مدرسه حقانی قم، طرفدار تز ظهور امام و مروج اهداف انجمن حجتیه – گفته‌اند پیشوای آقای احمدی‌نژاد است. خبرگزاری «پیک نت» زیر عنوان دیدار پرمعنی می‌نویسد: برای اولین بار در جمهوری اسلامی گروهی از فرماندهان سپاه سراسر کشور به دیدار آیت‌الله مصباح‌یزدی رفتند و آیت‌الله مصباح یزدی در این دیدار با اشاره به روی کار آمدن دولت احمدی‌نژاد، از فرماندهان می‌خواهد که قدر دولت را بدانند، زیرا تشکیل دولت جدید یک نعمت الهی است و بعد، این خبرگزاری نتیجه می‌گیرد که انجمن حجتیه تا مغز استخوان در ارگان‌های نظامی و امنیتی نفوذ کرده است.(58) فضای اتهام به دولت نهم تا آن اندازه بود که حتی آقای زادسر، نماینده اصولگرای مجلس هفتم، طی نامه‌ای به آقای احمدی‌نژاد می‌نویسد:


احمدی‌نژاد خود را منتخب امام زمان(عج) می‌داند... از آیت‌الله مصباح یزدی دستور می‌گیرد... حامی و مروج انجمن حجتیه می‌باشد... متحجرین را مورد توجه قرار می‌دهد... مداحان خرافه‌پرور را پر و بال داده است... و مواردی دیگر از این دست که مستقیم و غیرمستقیم طرح و القا می‌کند و غالباً سعی می‌کنند تا خوانندگان خود را به این باور برسانند که امیدشان به رئیس‌جمهوری و دولت، امیدی ابتر است. جداً تقاضا دارد که به هر نحوی که صلاح می‌دانید یک بار و برای همیشه مواضع اعتقادی و مدیریتی خود و دولت را راجع به چنین مباحثی به استحضار مردم برسانید.(59)
به نظر می‌رسید اتهام و برچسب انجمن برای برخی از دولتمردان و طرفداران آن امری سیاسی و تهمتی نادرست است.
چنان که خاطرات و مبارزات برخی از آنها در دوران پیش از انقلاب و سمت‌گیری سیاسی آنها بعد از انقلاب نشانگر تناقض فکری جدی میان ایشان و حجتیه است. برای نمونه می‌توانید به کتاب «مصباح دوستان» نوشته آقای علیرضا صنعتی مراجعه کنید. اگر چه صرف حضور فردی در جلسات پیش از انقلاب انجمن، به معنای انجمنی بودن ایشان نمی‌باشد. چرا که شخصیت‌های متعددی سراغ داریم که سوابق فعالیت در انجمن داشته‌اند و از انجمن بریده و برخلاف آنها گام برداشته و در رده‌های بالای حکومت اسلامی خدمت کرده‌اند. همان‌گونه که مقام معظم رهبری فرمودند:


در میان افرادی که در انجمن هستند، عناصری انقلابی، مؤمن، صادق، دلسوز برای انقلاب، مؤمن به امام و ولایت فقیه و در خدمت کشور و جمهوری اسلامی پیدا می‌شود، همچنان که افراد منفی، بدبین، کج‌فهم، بی‌اعتقاد و در حال نق زدن و اعتراض هم پیدا می‌شود.(60)
به دنبال اتهام و برچسب انجمن حجتیه به دولت، غلامحسین الهام، رئیس دفتر رئیس‌جمهور در خصوص رابطه اعضای دولت احمدی‌نژاد با انجمن حجتیه گفت: «هیچ ارتباطی بین تفکر دولت نهم که معتقد به حکومت اسلامی و اجرای احکام دین از طریق تشکیل دولت در عصر حضرت حجت(عج) و ولایت فقیه است با انجمن حجتیه وجود ندارد.»(61) از طرف دیگر، قاسم روانبخش، سردبیر هفته‌نامه «پرتو سخن» و از شاگردان و طرفداران آیت‌الله مصباح یزدی طی یادداشتی در روزنامه «سیاست روز» با عنوان «انجمن حجتیه و مدعیان اصلاحات» به نقد سخنان برخی از گروه‌های سیاسی در ارتباط با دولت دکتر احمدی‌نژاد می‌پردازد و می‌نویسد:
... هرگاه آقای احمدی‌نژاد نام مبارک امام زمان(عج) را بر زبان جاری می‌کند می‌گویند انجمن حجتیه‌ای است و گمان می‌کنند جز انجمن حجتیه هیچ‌کس از امام زمان(عج) دم نمی‌زند. هنگامی که احمدی‌نژاد با تشکیل دولت اسلامی، علی‌وار درصدد اجرای عدالت است، می‌گویند انجمن حجتیه‌ای نیست زیرا حجتیه‌ای‌ها با تشکیل حکومت پیش از ظهور مخالف‌اند. به نظر می‌رسید مدعیان اصلاح‌طلبی باید عمیق‌تر بیاندیشند تا با شناخت درست، این جریان را درک کنند که این همان جریان فکری حضرت امام(ره) است که مبدأ هویت انقلاب اسلامی را تشکیل می‌دهد.(62)
آقای زادسر، نماینده اصولگرای مجلس هفتم هم بعد از دیدار خصوصی با آقای احمدی‌نژاد گفت:


از احمدی‌نژاد پرسیدم آیا با انجمن حجتیه ارتباط داری؟ و وی در مورد رابطه و عضویتش در انجمن حجتیه موضع گرفت. او با تأکید براینکه انگ حجتیه به وی نمی‌چسبد از من سئوال کرد که آیا انجمن حجتیه‌ای‌ها هیچ‌گاه از عدالت، مبارزه با مفاسد اقتصادی، تبعیض و ... سخن می‌گویند؟ و سابقه مبارزه و جهاد دارند؟ و برخوردهای آنها با بنده به این علت است که همه سخنرانی‌هایم را با اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و... آغاز می‌کنم و آنها می‌خواهند کسی جرأت نکند در جامعه حرف از امام زمان بزند و قصدشان تخریب دولت در افکار عمومی است.
نماینده جیرفت ادامه داد:
از رئیس‌جمهور درباره تعامل و رابطه‌اش با آیت‌الله مصباح یزدی پرسیدم و وی گفت: آیت‌الله مصباح یکی از بزرگان دین و شیعه است و رهبر معظم انقلاب از آیت‌‌الله مصباح یزدی به عنوان مطهری دوم یاد کردند و من به ایشان به عنوان یکی از بزرگان دین و حوزه احترام می‌‌گذارم و ارادت دارم و هیچ ارتباط خاصی بین بنده و آیت‌الله مصباح نیست. همه مواضع من برگرفته از اسلام، امام(س) و رهبر معظم انقلاب است و اینجانب ضمن احترام و ارتباط با همه مراجع عظام تقلید و علما با آقای مصباح نیز ارتباط دارم.(63)


همان‌طور که مشاهده می‌کنیم دولت نهم با توجه به شاخصه‌های فکری انجمن حجتیه هیچ‌ رابطه‌ای با آن ندارد. دولت نهم طرفدار حکومت اسلامی و حامی پر و پا قرص ولایت فقیه است و مقام معظم رهبری در سخنان خود در آغاز سال 1386، در مشهد از دولت حمایت خاص کرده و از آن به عنوان دولت انقلابی پرتلاش و ارزشی نام بردند. لذا این چنین دولتی که در حال مبارزه با طاغوت و استکبار جهانی است و حامی ولایت فقیه است، نمی‌تواند راه و مسیری را برود که انجمن حجتیه 60 سال آن راه را پیموده و با بررسی سوابق انجمن که در این مقاله ذکر شده به راحتی می‌توان فهمید که دولت نهم از جنس انجمن حجتیه نیست.


پی‌نویس‌ها:


1- برای مطالعه بیشتر در این زمینه نک: روح‌الله حسینیان، چهارده قرن تلاش شیعه برای ماندن و توسعه (تهران: انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1382) یا آدرس اینترنتی مرکز اسناد انقلاب اسلامی، www.irde.ir.
2- برای مطالعه بیشتر نک: روح‌الله حسینیان، بازخوانی نهضت ملی ایران، (سال 85) و بیست سال تکاپوی اسلام شیعی در ایران (1340-1320) (تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1384).
3- برای مطالعه بیشتر این نهضت بزرگ نک: روح‌الله حسینیان، چهارده سال رقابت ایدئولوژیک شیعه در ایران (56-1343) (تهران: انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1383).
4- محمدرضا اخگری، ولایتی‌های بی‌ولایت (بی‌جا: پرچم، 1367)، صص 7 و 8.
5- ع. باقی، در شناخت حزب قاعدین زمان (تهران: نشر دانش اسلامی، 1362)، ص 29.
6- همان، ص 30.
7- همان، ص 31.
8- محمد حیاتی، تاریخچة شکل‌گیری انجمن حجتیه در: www.nasirbousher.com
9- ضمیمه ش 1.
10- فتاح غلامی، روایتی از انجمن حجتیه، در: www.baztab.com
11- اخگری، همان، ص 25.
12- ضمیمه ش 2.
13- ضمیمه ش 3.
14- همان، صص 52 و 53.
15- باقی، همان، صص 32 و 33.
16- روزنامه جمهوری اسلامی (29/خرداد/1361).
17- به نقل از: باقی، همان، ص 34.
18- مصاحبه اختصاصی با آیت‌الله خزعلی، به نقل از: باقی، همان، ص 58.
19- سخنرانی تحت عنوان: نظام، جهاد، حکومت اسلامی، به نقل از: اخگری، همان، صص 54 و 55.
20- کتاب ولایت فقیه، ص 167.
21- محمد توکل، «بازار سنتی ایران در سه دوره»، در: www.meisami.com به نقل از: علیانسب و سلمان علوی نیک، جریان‌شناسی انجمن حجتیه (قم: زلال کوثر، 1385)، ص 22.
22- باقی، همان، ص 55.
23- همان، ص 42.
24- همان، ص 43.
25- همان، صبح آزادگان، ش 592 (27/بهمن/1360).
26- سخنرانی امام پس از آزادی از زندان در 4 آبان 1343، به مناسبت احیای کاپیتولاسیون به نقل از: باقی، همان، ص 44.
27- مصاحبه با دکتر محمدرضا سیاهی 19/1/85، به نقل از: علیانسب و علوی نیک، همان، ص 25.
28- باقی، همان، ص 57.
29- روزنامه صبح آزادگان، ش 591، (26/7/1360).
30- صحیفه امام، ج 3، ص 427.
31- حمید روحانی، شریعتمداری در دادگاه تاریخ، به نقل از: اخگری، همان، ص 56.
32- روزنامه صبح آزادگان (27/بهمن/1360).
33- سخنرانی آقای پرورش، به نقل از: باقی، همان، ص 62.
34- علیانسب و علوی نیک، همان، ص 28.
35- باقی، همان، ص 73.
36- به نقل از: اخگری، همان، صص 62 و 63.
37- رسول جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی – سیاسی ایران، ص 375.
38- باقی، همان، ص 96.
39- کیهان، ش 11422، (10 آبان 1360): ص 2.
40- مصاحبه با دکتر محمدرضا سیاهی، 1385، به نقل از: علیانسب و علوی نیک، همان، ص 30.
41- باقی، همان، ص 86.
42- سخنرانی تحت عنوان: «نظام در اسلام» به نقل از: اخگری، همان، ص 79.
43- همان، ص 81.
44- علیانسب و علوی‌نیک، همان، ص 175.
45- صحیفه امام، ج 17، ص 534.
46- به نقل از: باقی، همان، ص 406.
47- علیانسب و علوی نیک، همان، ص 175.
48- بازتاب (6/2/1382).
49- فتاح غلامی، مدعیات مهدویت، القاعده ایران در سایت بازتاب (1/4/82).
50- به نقل از اخگری، همان، ص 25.
51- کتاب ولایت فقیه، به نقل از: همان، صص 25 و 26.
52- همان، ص 73.
53- مصاحبه با سیدعباس نبوی، ماهنامه سوره، دوره جدید، ش 4.
54- کتاب ولایت فقیه، به نقل از: اخگری، همان، صص 33 و 34.
55- مقاله‌ای تحت عنوان دوئل دولت مهدوی و حسن ابطحی در www.quomtimes.blogfa.com 56- مقاله‌ای تحت عنوان انجمن حجتیه از پیدایش تا امروز در www.roonamehiran.blogfa.com
57- همان.
58- پیک نت، 5/11/1384.
59- گزارش ایلنا، سایت امروز، 25/8/1384.
60- به نقل از: علیانسب و علوی نیک، همان، ص 188.
61- به نقل از: سایت www.afabnews.ir
62- به نقل از: خبرگزاری «آینده روشن» با آدرس www.bfnews.ir
63- به نقل از: وبلاگ آقای زادسر، با آدرس اینترنتی http:\zadsar.ntm

* این مقاله در فصل نامه 15 خرداد و سایت فارس نیوز هم منتشر شده است.
 منبع :  مرکز اسناد انقلاب اسلامی

















:: شما در حال مشاهده این مطلب هستید: انجمن حجتیه
:: برچسب‌ها: انجمن حجتیه
نویسنده : سرباز امام زمان (عج)
تاریخ : پنجشنبه 6 مرداد1390
زمان : 8:31 قبل از ظهر
:: در مسیرت جان فشانم گل بکارم تا بیایی ...
:: چرا اعلام زمان ظهور نهي شده است؟
::
:: حلالــــــــــــــــــــــــــــم کنید
:: چند حدیث زیبا در باب یاران حضرت صاحب الامر ( روحی و ارواحنا بمقدمه الفداء )
:: اعیاد شعبانیه بر همگان مبــــــــــارک باد
:: ولادت با سعادت حضرت امیرالمومنین امام علی (ع) بر همگان مبارک باد
:: سفر مجازي به بارگاه حضرت عباس(ع)
:: سفر مجازي به بين الحرمين
:: سفر مجازي به خانه خدا
:: نرم افزار تفسیر کامل 27 جلدی نمونه (نسخه جاوا)
:: امام زمان (عج) بهاری است
:: نرم افزار اندروید زیارت عاشورا + ترجمه + 22 فضیلت آن
::
:: امام علی النقی (علیه السلام)


 
دعای عظم البلا

قالب وبلاگ

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ