|
✿ مــــــهــــدی نـــــــامـــــه ✿ اي پادشه خوبان داد از غم تنهايي ★ دل بي تو به جان آمد وقت است كه باز آيي
| ||
![]() ![]() |
فاطمه یعنی شرف،یعنی حجاب فاطمه فخر زنان، روز حساب فاطمه یعنی رضای کردگار شاهکار خلقت پروردگار ولادت حضرت فاطمه(س) مبارک باد. جهت تعجیل در امر فرج " صـــلــــوات " ![]() خستگان عشق را ايام درمان خواهد آمد غم مخور آخر طبيب دردمندان خواهد آمد آنقدر از کردگار خويشتن اميدوارم که شفا بخش دل اميدواران خواهد آمد دردمندان مستمندان بي پناهان را بگوييد منجي عالم پناه بي پناهان خواهد آمد صبر کن يا فاطمه اي بانو پهلو شکسته مهديت با شيشه دارو و درمان خواهد آمد ... التماس دعا ...
برچسبها: وبلاگ مهدی نامه, مهدی نامه, سایت مهدی نامه, mahdiname, mahdinameh [ پنجشنبه 23 تیر1390 ] [ 11:39 قبل از ظهر ] [ رمضانی ]
اگر گفته شود: شما اگر ظهور امام زمان (عليه السلام) را وابسته به از بين رفتن ترس او از دشمنان و امنيّت يافتن او از ناحيه آنان قرار داديد: اين سؤال پيش مى آيد كه او چگونه به چنين شرايطى آگاهى مى يابد؟ و چه راهى براى دانستن آن دارد؟ در حاليكه راهى براى شناخت دقيق و همه جانبه نقشه ها و توطئه هاى پنهان و آشكار دشمنان او كه در شرق و غرب وخشكى و دريا پراكنده اند، وجود ندارد. گوييم:امّا شيعه اماميّه بر اين عقيده اند كه: پدران امام ـ كه بر او و بر همه آنان درود باد ـ با شناختى كه از فرمايشات پيامبر(صلى الله عليه وآله) نسبت به زمان غيبت وچگونگى آن، و طولانى يا كوتاه بودن آن، و نشانه ها و علامات آن، و وقت ظهور و دلايلى كه براى آسان كردن و تسهيل آن وجود دارد، بدست آورده اند، با امام زمان(عليه السلام)عهد كرده و او را انذار نموده و از حدّ و حدود اين امور، آگاهش ساخته اند.بنابراين ديگر جايى براى اين پرسش از ما باقى نمى ماند. زيرا وقتى كه قرار باشد ظهور با ويژگى هايش، و با وقتى كه اين ظهور صورت مى گيرد، مورد تصريح پيامبر(صلى الله عليه وآله) و اهلبيت(عليهم السلام) باشد، ديگر نيازى به دانستن امور پنهان و پوشيده نيست. و علاوه بر آنچه گفتيم; احتمال دارد كه اين امر، متوقّف بر غلبه گمان وقدرت نشانه ها و جمع شدن دلايل مختلف و تقويت آنها با يكديگر باشد، و اين مطلب غير ممكن نيست. و وقتى قبول كنيم كه ظهور امام(عليه السلام) فقط به يكى از اين امور تحقق مى پذيرد:يا به زياد شدن ياران و يارى دهندگان او، يا به قدرت و توانايى يافتن وكمك رسانى آنان، يا به كم شدن دشمنان او، يا به ناتوانى و از پا افتادن آنان; و همه اين امور داراى نشانه هايى هستند كه هر كس در آنها بنگرد ومواظبت كند و از نزديك با آنها درگير باشد بخوبى در خواهد يافت. پس هنگاميكه امام (عليه السلام) آنچه را گفتيم ـ يا مجموعه آنها يا بطور متفرقه برخى از آنها را ـ حس نمود، و به سالم ماندن خويش در برابر دشمنان ظنّ و گمان قوى پيدا كرد، و احتمال رسيدن به مقصود و دستيابى به خواسته و مطلوب، در نزدش قوّت گرفت، ديگر بر او واجب مى شود كه ظهور فرمايد:چنانكه بر هر يك از ما با قيام نشانه هاى ايمنى آور، اقدام به كار، و با قيام نشانه هاى خوف آفرين، باز ايستادن از كار واجب است. منبع : کتاب امامت ، غیبت ، ظهور برچسبها: زمان ظهور, وقت ظهور [ یکشنبه 31 اردیبهشت1391 ] [ 12:38 بعد از ظهر ] [ رمضانی ]
امام(عليه السلام) بعد از آماده سازى كميل در مراحل دشوار آموزش و بعد از بيان اين كه زمين از حجّت خالى نيست، سؤالى را مطرح مى كند: «كم ذا؟»; حجت هاى الهى چند نفر هستند؟ و كجا هستند؟ و از چه جايگاهى برخوردارند؟ و نقش آن ها چيست؟ بعد حضرت به اين سؤال پاسخ مى فرمايند: «اولئك والله الاقلّون عدداً» «اين ها از نظر تعداد كم هستند» حضرت با سوگند به الله تأكيد دارد، تعداد اين ها محدود است و كم. قلّت رهبران شايسته، نفى كسانى است كه هر كسى را قطب مى كنند، و تعداد آن ها را از هزاران نفر افزون مى دارند. قرآن به رهبران قليل اشارت و بشارت دارد: (ثُلَّةٌ مِنَ الاَْوَّلينَ * وَقَليلٌ مِنَ الاْخِرينَ)( [1] ) «گروهى از پيشينيان، و اندكى از متأخران». كسانى كه عبد محض خداوند هستند، يعنى حجج و انبياء و اوصياى الهى قبل از اسلام زياد بودند كه شمار آن ها به (124) هزار مى رسيد، ولى بعد از اسلام و رسول حق عدد سابقون و حجج الهى كم است. امامان از نظر جايگاه، در نزد خداوند از عظمت و بزرگى منزلت و ارزش برخوردارند، و بر انبياى گذشته فضيلت دارند، هر چند در زمين و در بين مردم غير مطاع هستند. «و الاعظمون عند الله قدراً» «و قدر و منزلتشان، پيش خدا، بسيار است».[1] ـ واقعه، 13 ـ 14. منبع : کتاب علی (ع) و پایان تاریخ
[ دوشنبه 25 اردیبهشت1391 ] [ 10:12 بعد از ظهر ] [ رمضانی ]
طبق بعضى از روايات مانند: روايت امام صادق(عليه السلام)كه فرمود: «اِذَا خَرَجَ الْقائِمُ يَأْتِى بِاَمْر جَدِيد وَ كِتاب جَدِيد وَ سُنَّة جَدِيدَة وَ قَضاء جَدِيد; هنگامى كه قائم (عج) نهضت مى كند، فرمان نو و كتاب نو و روش نو و دادگاه نو مى آورد.» آيا با توجه به اين روايت، آئين و دينى كه امام قائم(عج) بر قرار مى كند دين ديگر (جديد) غير از اسلام نيست؟!
پاسخ: تعبير به نو و جديد، اشاره به اين است كه انقلاب مهدى(عج) يك دگرگونى اساسى است نه روبنائى، از اين روجامعه خيال مى كند چيز جديدى غير از اسلام است. به عبارت ديگر: پيرايه هائى كه در طول تاريخ اسلام توسط زمامداران نالايق و ديگران به اسلام بسته اند، اسلام را طورى كرده، كه اگر امام(عليه السلام)آنها را از اسلام دور كند و حقيقت اسلام را آشكار سازد مردم عوام خواهند گفت: اين يك چيز جديدى است نه اسلام، در صورتى كه اسلام واقعى همين است. آرى در طول تاريخ اسلام، نفوذ انديشه هاى بيگانه در اسلام و تجدد گرائى افراطى مسلمين و رخنه فرصت طلبان و داخل كردن طرحهاى مبهم به عنوان طرح اسلامى در ميان اسلام و تحريفات گوناگون و ... اسلام را مسخ خواهد كرد در اين صورت اگر امام قائم(عج) حقيقت اسلام را آشكار مى سازد، مردم خيال مى كنند مكتب جديد و روش جديد و دادگاه جديدى غير از اسلام به ميان آمده است. در اينجا براى تكميل اين موضوع به روايت زير توجّه فرمائيد: يكى از ياران امام صادق(عليه السلام) گويد: از آنحضرت پرسيدم روش حضرت مهدى(عج) چگونه است؟ امام صادق(عليه السلام) فرمود: «يَصْنَعُ ما صَنَعَ رَسُولُ اللّهِ، يَهْدُمُ ما كانَ قَبْلَهُ كَما هَدَمَ رَسُولُ اللّهِ اَمْرَ الجاهِلِيَّةِ وَ يَسْتَأنِفُ الاِْسْلامَ جَدِيداً; همان روش پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) را انجام مى دهد، روشهاى باطل قبل را ويران مى كند، چنانكه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)چنين كرد و اسلام را نوسازى و تكميل مى نمايد.»بنابراين، انقلاب حضرت مهدى(عج) همان انقلاب اسلامى است، منتهى در سطح وسيعتر و عميقتر. ابو بصير(رحمه الله) يكى از يارن امام صادق(عليه السلام) گويد: از آن حضرت پرسيدم مرا از سخن امير مؤمنان(عليه السلام) خبر بده كه فرمود: «اِنَّ الاِْسْلامَ بُدِءَ غَرِيباً وَسَيَعُودُ كَما بُدِءَ فَطُوبى لِلْغُرْباءِ; اسلام در آغاز غريب بود و بزودى همچون آغاز غريب خواهد شد، خوشا به سعادت غريبان.» امام صادق(عليه السلام) در پاسخ فرمود: «وقتى كه امام قائم(عج) قيام كند دعوت به اسلام را از نو شروع مى كند، چنانكه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) دعوت را شروع كرد.» مطلب ديگر اينكه: حضرت قائم(عج) خودش نور و منطق گويا براى جهانيان است. امام صادق(عليه السلام) فرمود: «وقتى كه قائم ما قيام كند، سراسر زمين بنور پروردگارش روشن مى گردد: وَاسْتَغْنَى الْعِبادُ عَنْ ضَوْءِ الشَّمْسِ وَالْقَمَرِ; و مردم از نور خورشيد و ماه بى نياز مى شوند و تاريكى بطور كلى از بين مى رود.» مرحوم ملامحسن فيض(رحمه الله) در حاشيه تفسير خود گويد: گويا منظور از بى نيازى سراسر زمين به نور خورشيد و ماه، بى نياز شدن از برهان و دليل ساطع است چرا كه خود وجود امام كافى است و دلها و مغزهاى همه را نورانى و قبضه مى كند با توجه به اينكه تمام علوم در زمان غيبت در محور برهان و دليل است. و مطابق روايات: امام قائم(عج) با معتقدان به اديان مختلف، مناظره و احتجاج مى كند و با توراتيان به تورات، با انجيليان به انجيل و با صحفيان به صحف و با قرآنيان به قرآن و ... همه آنها به حقانيت امام(عليه السلام) پى مى برند و سوگند مى خورند كه تورات و انجيل و صحف و قرآن حقيقى همانست كه امام(عليه السلام) به آنها نشان مى دهد سرانجام آنها به اسلام حقيقى مى گروند. در عين حال، با كمال قاطعيّت به كتاب خدا قرآن، عمل مى كند و هرگونه منكرات را نابود مى سازد.و براى برقرارى حكومت جهانى قيام به شمشير (نهضت نظامى) مى كند، در حدّى كه بفرموده امام صادق(عليه السلام): «اِذا قامَ بِالسَّيْفِ فَقَتَلَ مِنْ كُلِّ اَلْف تِسْعَمَأَةُ وَ تِسْعَةَ وَ تِسْعِينَ; وقتى كه امام زمان(عليه السلام) قيام به شمشير مى كند (از منحرفان و طاغوتيان و توطئه گران) از هر هزار نفر، 999 نفر آنها را به هلاكت مى رساند.»منبع : کتاب حضرت مهدى فروغ تابان ولايت
[ جمعه 15 اردیبهشت1391 ] [ 9:43 بعد از ظهر ] [ رمضانی ]
![]() روزها ميآيند. شبها ميروند و
باز وقت روزهاي جمعه ميشود. همان روزهاي جمعه با همان غروبهاي معروفش كه
تو گويي تكهاي از زمانند، اما از مكان ديگري آمدهاند. و قتي خورشيد از پلكان روز جمعه بالا ميرود. تازه آن وقت است كه ميگويي: من و خدا؟ خدايا من كجايم؟ تو كجايي؟ تازه آن وقت است كه به خودت ميآيي. به خودت كه ميآيي جمع ميشوي، مينشيني يك گوشهاي كنار قلبت و از آنجا زمين را و زمان را نگاه ميكني. خورشيد را ميبيني كه در حال رفتن است. ماه را ميبيني كه در حال آمدن است. مردم را ميبيني در خود نشستهاند به تماشاي خورشيد و به تماشاي ماه. عاشق كه باشي، اما خورشيد جمعه را جور ديگري ميبيني. ماه را وقت آمدنش جور ديگري ميبيني. ميگويي: مهره مار دارد اين غروبهاي جمعه. و آن وقت غروبهاي جمعه كه ميشود از درون تلنگر ميخوري. يك جوري ميشوي كه خودت هم نميداني. انگار كه دلت رفتن ميخواهد. انگار كه دلت سكوت ميخواهد. انگار كه دلت يك نوع تنهايي دوستداشتني ميخواهد. دلت ميخواهد رو به يك غروب پر خورشيد آواز بخواني. به خودت ميگويي: معمايي شده اين روزهاي جمعه و اين غروبها كه ميآيند و ميروند و ما را به بازي ميگيرند. اصلا انگار جمعه كه به بالا ميرسد و تو با غروب جمعه تا كنار ستارهها ميروي، دوست داري كمي هم دلت بگيرد. عاشق كه باشي دل گرفتنهاي وقت غروب را آن هم روزي كه جمعه است، دوست داري و آن وقت است كه حتي شايد به يك جاي دور نگاه كني و كمي هم لبخند بزني. انگار كه آن دورها چيزي ميبيني كه روزهاي شنبه و يكشنبه و دوشنبه و ديگر روزها نميبيني. جمعهها كه ميشود و غروب كه ميآيد چشم و گوشت جور ديگري بازميشود. جور ديگري ميبيند و ميشنود. غروبهاي جمعه كه ميشود هوايي ميشوي. انگار كه خدا در تو نشسته است. هي دوست داري به رگ گردنت نگاه كني. هي دوست داري ساكت باشي و ضربان قلبت را بشنوي. روزهاي جمعه سري سوا كرده است ميان روزها و شبهاي ديگر. جور ديگري دوستش داريم جمعه را با آن غروبهاي معروفش. بيآنكه بدانيم راز اين وقتهاي غير اينجايي را... منبع : جام جم آنلاین
برچسبها: جمعه, غروب جمعه, روز جمعه [ پنجشنبه 14 اردیبهشت1391 ] [ 5:48 بعد از ظهر ] [ رمضانی ]
|
|
|
| ||